تضادهای کارگری و عوامل اجتماعی موثر بر آن (مطالعه تاریخی دوره پهلوی دوم)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری جامعهشناسی مسائل اجتماعی ایران، دانشگاه شهید بهشتی تهران، ایران
doi
10.30465/ehs.2025.51656.2040چکیده
کارگران بهعنوان قشر مؤثر و حساس در ساختار اجتماعی ایران، با تناقضات و منازعات متعددی روبهرو بودهاند. این تناقضات در دوره پهلوی دوم نیز وجود داشته است. سوال اصلی این تحقیق آن است که عوامل اجتماعی موثر بر تناقضات و تنشهای کارگری در دوره پهلوی دوم کدامها هستند؟ این مطالعه با رویکرد تحلیل تاریخی انجام شده است. پژوهش بر اسناد رسمی دوره پهلوی دوم و گزارشهای اتحادیههای کارگری تکیه دارد. همچنین مطالعات و مقالات پژوهشی مرتبط با وضعیت کارگران در این دوره بهعنوان منابع دیگر مورد استفاده قرار گرفتهاند. نتایج نشان میدهد که اگرچه سیاستهای دوره پهلوی دوم بهطور نسبی به بهبود رفاه کارگران و تأمین اجتماعی آنان توجه داشت، اما نابرابری دستمزدها، توزیع نامتوازن نیروی کار نسبت به درآمد و دسترسی نابرابر به خدمات رفاهی همچنان وجود داشت. سیاست حکومت در قبال کارگران صنعتی ترکیبی از مشوقها و سرکوبها بود؛ ازیکسو، تصویب قانون کار، بهبود شرایط محیط کاری، توسعه بیمههای درمانی و مشارکت محدود کارگران در سهام کارخانههای صنعتی وجود داشت و از سوی دیگر، تشکیل اتحادیههای دولتی (زرد) و نظارت ساواک بر کارگران مانع تحقق کامل حقوق آنان میشد. در مواردی که روند حل منازعات شکست میخورد، برخوردهای امنیتی شامل اخراج، سرکوب و دستگیری کارگران صورت میگرفت.