نقش بحران مشروعیت در سقوط رژیم پهلوی دوم
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی- دانشگاه رازی
2 کارشناسی ارشد جامعه شناسی انقلاب اسلامی-دانشگاه رازی
doi
20.1001.1.23222573.1400.10.1.3.3چکیده
مطالعات متعددی در مورد بررسی عوامل موثر در سقوط حکومت پهلوی انجام شده است تا این رویداد را از زوایای مختلفی مورد تحلیل قرار دهند. هدف پژوهش حاضر این است که به طور خاص به ارزیابی تاثیر بحران مشروعیت بر سقوط رژیم پهلوی دوم از منظر "تئوری بحران" بپردازد. بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش این است که نقش بحران مشروعیت در سقوط رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب چه بوده است. دستاوردها و یافتههای تحقیق حاکی از آن است که رژیم پهلوی تلاش میکرد تا با تمسک بر مبانی مشروعیت زایی مانند نظام پادشاهی سنتی ایران باستان، قانون اساسی، ارتش و توان نظامی، نمادهای مذهبی و ... حاکمیت خود را بر جامعه ایران، مشروع و قانونی جلوه دهد. در عین حال، ساختار استبدادی نظام پادشاهی رژیم پهلوی، مبارزه با فرهنگ ایرانی و سنتهای اسلامی اصیل، دخالت قدرتهای خارجی و عدم استقلال، تکیه بر زور و دستگاههای سرکوب، ایجاد محدودیت در مشارکتهای سیاسی مردم، و رانتیر بودن حکومت، باعث گردید تا رژیم پهلوی با بحران مشروعیت مواجه شود. رژیم پهلوی نه تنها نتوانست بحران مشروعیت را با موفقیت حل کند، بلکه با عملکرد اشتباه خود باعث تشدید این بحران و افزایش فاصله بین حکومت ومردم شد و همین عامل، به زیر سئوال رفتن مشروعیت آن انجامید و نهایتاً زمینه را برای فروپاشی این رژیم فراهم نمود. روش پژوهش به صورت توصیفی ـ تحلیلی و از نوع پژوهش علی میباشد. روش جمعآوری دادهها در این پژوهش به صورت کتابخانهای و اسنادی صورت گرفته است.