نقش شبکه‌های اجتماعی در سازگاری و انطباق مهاجران افغانستانی (مورد مطالعه: دانشجویان افغانستانی مشغول تحصیل در دانشگاه‌های ایران)

نویسندگان

1 گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

2 گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

3 گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

4 گروه انسان‌شناسی و مطالعات فرهنگی، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و تمدنی، تهران، ایران

doi
10.22059/jisr.2025.385574.1553
چکیده

با گسترش مهاجرت‌ها، یکی از روندهای اثرگذار بر آموزش و جابه‌جایی‌های بین‌المللی، افزایش نابرابری‌ها در سطح ملی و جهانی است. با قدرت‌گیری طالبان در افغانستان در سال 2021 و افزایش تبعیض‌های قومیتی، جنسیتی و افراطی‌گری‌های سیاسی و مذهبی، دسترسی برابر به فرصت‌های آموزشی و شغلی برای گروهی محدود شده است. حضور بیش از نیم قرن مهاجران افغانستانی در جامعۀ ایرانی، همراه با تحرکات اخیر دانشجویان مهاجر از افغانستان، دانشگاه‌های ایران را به یکی از مراکز مهم پذیرش دانشجو تبدیل کرده است. هدف این مطالعه بررسی روند شکل‌گیری و نقش شبکه‌ها در ورود و سازگاری دانشجویان مهاجر جدید به کشور است.روش مقاله حاضر تحلیل کیفی شبکۀ اجتماعی است. جامعۀ هدف 29 دانشجوی مهاجر افغانستانی مشغول تحصیل در دانشگاه‌های ایران هستند که به روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شدند.یافته‌های پژوهش نشان داد دانشجویان مهاجر با قرارگرفتن در شبکه‌های اولیه و ثانویۀ دانشجویی، بخش عمده‌ای از نیازهایشان رفع می‌شود و شرایط سازگاری و انطباقشان با مقصد بیشتر فراهم می‌شود. بر همین اساس نیز مکانیسم‌های شکل‌گیری روابط در شبکه‌ها به‌خصوص در بین دانشجویان تازه‌وارد، ترجیح برقراری تعامل و پیوند با افرادی شبیه خودشان (اصل هموفیلی) است. این شباهت از منظر دانشجو‌بودن، افغانستانی‌بودن، هم‌قوم و هم‌مذهب‌بودن بیش از سایر موارد بود؛ درحالی‌که در بین مهاجران نسل دوم و سوم، شبکه‌های گسترده‌تری همراه با پیوندهای قوی و ضعیف متعدد از جامعۀ مهاجران افغانستانی و همین‌طور جامعۀ ایرانی وجود دارد.هرچند دانشجویان در ظاهر اذعان دارند که تعصبات قومیتی در شکل‌گیری پیوندها و تعاملاتشان در شبکه‌های موجود نقشی ندارد، اما در واقعیت امر نشانه‌هایی از مرزهای نامرئی موجود در بین آن‌ها و غلبۀ ته‌نشست‌های قومیتی در برقراری تعاملات و پیوندها مشاهده می‌شود. این نگاه در بین دانشجویان تازه‌وارد از افغانستان پررنگ‌تر و در بین مهاجران نسل دوم و سوم که در فضای ایران رشد کرده‌اند، کمتر نمود دارد و در برخی تعاملات، ناخودآگاه خود را نشان می‌دهد.