بازخوانی نگاه سلفیان به اجتهاد و تقلید

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری (سطح 4)، مؤسسۀ دارالاعلام لمدرسة اهل‌البیت، حوزۀ علمیۀ قم، قم، ایران

2 دانشیار، دانشکدۀ مذاهب اسلامی، دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی، قم، ایران

doi
10.22059/jorr.2020.279278.1008396
چکیده

در قرون اولیۀ اسلامی باب اجتهاد باز بود، اما رفته‌رفته باب اجتهاد انسداد یافت و اجتهاد در چارچوب چهار مذهب فقهی الزامی‌ شد. در این میان افرادی مثل ابن‌تیمیه به این رویکرد انتقاد کردند و باب اجتهاد را مفتوح دانستند. از سدۀ دوازدهم و به پیروی از ابن‌تیمیه، جریان‌های سلفی، انفتاح باب اجتهاد را مطرح کردند و امروزه وهابیان، اخوان‌المسلمین و سلفیان جهادی به انفتاح باب اجتهاد معتقدند، اما میان این گروه‌ها اختلافات فراوانی در موضوعات اجتهاد و تقلید وجود دارد. بیشتر علمای وهابی از اینکه خود را مجتهد مطلق بدانند، دوری می‌کنند و بیشتر خود را مجتهد منتسب به فقه احمدبن حنبل می‌دانند و در این زمینه نظریۀ تمذهب را مطرح کرده‌اند که مورد انتقاد ناصرالدین البانی قرار گرفته است. وی معتقد است علمای وهابی باید به سمت اجتهاد مطلق بروند. بزرگان اخوان‌المسلمین مثل سید سابق و یوسف قرضاوی خود را مجتهد مطلق دانسته، اما تقلید یا اتّباع از دیگر مذاهب را جایز می‌دانند. نویسندگان سلفیۀ جهادی نیز خود را مجتهد مطلق می‌دانند و بر همین اساس به تکفیر دیگران می‌پردازند. این مقاله به‌صورت کتابخانه‌ای و با روش توصیفی_تحلیلی به بررسی اجتهاد و تقلید در نگاه سلفیان می‌پردازد و اختلافات بزرگان سلفی در این زمینه را بررسی می‌کند و در انتها به برخی از پیامدهای این دیدگاه اشاراتی دارد.