چارچوبی برای خودگردانی مالی در دانشگاهها؛ روش مدلسازی ساختاری- تفسیری (ISM)
نویسندگان
1 استادیار گروه نوآوری آموزشی و درسی، مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی، تهران، ایران
2 کارشناس مسئول، مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، تهران، ایران
doi
چکیده
هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی برای خودگردانی مالی دانشگاههای دولتی شهر تهران، با رویکردی کیفی و از منظر روش کاربردی و قلمرو مکانی پژوهش دانشگاههای دولتی شهر تهران بود. با توجه به محدود بودن جامعه، نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد و 20 نفر از خبرگان با سابقه اجرایی در زمینه مدیریت منابع مالی دانشگاه انتخاب شدند. دادهها با روش مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری شد. دو گام اصلی برای دستیابی به هدف پژوهش، شناسایی راهبردهای کلی برای خودگردانی مالی دانشگاهها با استفاده از روش سوات و ارائه چارچوب خودگردانی مالی دانشگاهها با بهره گیری از روش مدلسازی ساختاری تفسیری بود. در مرحله نخست از تشکیل ماتریس سوات و برهمکنشی راهبردهای چهارگانه، 14 راهبرد کلی و بهینه برای خودگردانی مالی دانشگاه شناسایی شد. میتوان گفت که خودگردانی مالی با بازاندیشی و مدیریت در فرایندهای درونی دانشگاهها آغاز میشود. مرحله دوم پژوهش چرایی مرحله نخست را تبیین کرد و نشان داد که هر یک از راهبردهای شناسایی شده در مرحله نخست، در یک ساختار شماتیک چگونه با یکدیگر و با کل ساختار دانشگاه مرتبط هستند. بر پایه نتایج این مرحله، راهبردهای خودگردانی مالی دانشگاههای مورد مطالعه در 5 سطح دستهبندی شد. با توجه به ویژگیهای هر سطح و اصول حاکم بر تفسیر نتایج مدلسازی ساختاری تفسیری، اگر دانشگاه بخواهد در قلمرو خودگردانی مالی به نتیجه برسد، باید از نقطهای آغاز کند که در برگیرنده عوامل درونزای نظام دانشگاهی است. عوامل میانجی شناسایی شده در این چارچوب از جمله عواملی هستند که با مدیریت و برنامهریزی مناسب میتواند تغییرات چشمگیری را در قلمرو کسب درآمد و تغییر رویههای درآمدزایی دانشگاه ایجاد کنند. نتایج نشان داد که در میان عوامل مختلف و متعدد مؤثر بر خودگردانی مالی دانشگاهها، برخی با توجه به جایگاه آنها در چارچوب، نقش کلیدیتری دارند و میتوانند عاملی برای حرکت رو به جلو دانشگاه در رسیدن به خودگردانی مالی باشند. مدیریت و برنامهریزی برای تغییر و فعالسازی هر یک از عوامل میانجی میتواند دانشگاه را یک گام به خودگردانی مالی نزدیکتر کند. با توجه به محدودیت منابع و ناپایداریهای اقتصادی، بهتر است دانشگاه نخست راهبردهایی را برگزیند که اولویت بالاتری دارند.