«قصاص بدون اذن حاکم» از منظر محقّق اردبیلی و قانون مجازات اسلامی مصوّب 1392
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریه، ایران
2 استادیار گروه آموزشی فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریه، ایران
3 استاد گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22059/jorr.2020.296946.1008713چکیده
فقها بنابر نص شارع مقدس، در خصوص حق قصاص برای ولیّدم متفقالقولاند، از موارد اختلافی آنان، مسئلة مبادرت ولیّدم در اجرای قصاص به اذن حاکم یا بدون اذن حاکم بوده است. در این خصوص فقها اقوالی ارائه کردهاند. مشهور فقها مانند شیخ طوسی، قائل به لزوم اذن حاکم در مرحلة صدور حکم قصاص و مرحلة اجرای آن شدهاند. گروهی مانند محقق حلی فقط به لزوم اذن حاکم در مرحلة صدور حکم قصاص رأی دادهاند و معدودی چون محقق اردبیلی قائل به عدم لزوم اذن حاکم در هر دو مرحله بودهاند. این پژوهش که با روش تحلیلی و با استفاده از دادههای کتابخانهای تدوین یافته، پس از طرح نظرهای فقها و دلایل هر کدام، در پی پاسخگویی به این پرسش است که آرای کدام گروه براساس ادلۀ نقلی و عقلی، مقبول است و قانون مجازات اسلامی، مأخوذ از کدام قول است. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که قول مشهور با توجه به ادلة نقلی و عقلی، موجه و معتبر است و قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مقتبس از آن است. همچنین میتوان دریافت که آرای محقق اردبیلی در این موضوع از درجة اعتبار برخوردار نیست.