کاربردهای تأثیرگذار «اطلاق مقامی» در گزارههای اصولی
نویسندگان
1 دانشیار، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
2 دانشجوی دکتری، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
doi
10.22059/jorr.2017.211685.1007395چکیده
صرفنظر از نظریات گوناگونی که دربارۀ رابطۀ اطلاق و تقیید وجود دارد، بیان مقصود و مراد مولی در افادۀ اطلاق و شمولیت، گاهی از طریق «متمم جعل» صورت میگیرد، مانند مسئلۀ اشتراک احکام بین عالم و جاهل که بهواسطۀ روایات متواتر فهمیده میشود؛ و گاه از طریق عدم ذکر متمم جعل، نتیجۀ اطلاق بهدست میآید. حال سؤال اصلی آن است که اگر مولا در مقام بیان تمام مراد خود بود و بهجز موضوع مذکور در کلام، موضوعات دیگری را ذکر نکند آیا میتوان از طریق اطلاق مقامی، به نفی قیود و متعلقات موضوع در کلام مولا و اطلاق، حکم کرد یا نه؟ واکاوی در منابع اصولی، این واقعیت رل اثبات میکند که بهرغم نظر بسیاری از اصولیان، تمسک به اطلاق لفظی در پارهای از گزارههای اصولی نظیر اثبات انحصاریت شرط در بحث مفهوم شرط صحیح نیست و حتی میتوان از راه اطلاق مقامی، عمل به امارات ولو در فرض کشف خلاف، و نیز مرجعیت عرف در تحدید موضوع (نظیر «غنا» و «صعید») در کبریات شرعی را ثابت کرد؛ در نتیجه، تمسک به اطلاق مقامی تا به آن حد تأثیرگذار است که میتواند حکم مستنبط از گزارههای اصولی را بهکلی دگرگون کند و این همان یافتۀ اصلی تحقیق محسوب میشود.