اضافهکاریهای طولانی: تعیین علل، زمینهسازها، واسطهها و پیامدهای اضافهکاریهای طولانی با استفاده از نظریۀ دادهبنیاد
نویسندگان
1 استادیار، گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22059/jipa.2025.403227.3793چکیده
هدف: مقالۀ حاضر با هدف ارائۀ یک الگوی نظری جامع و بومیشده در خصوص پدیدۀ اضافهکاریهای طولانی در بستر فرهنگ کاری و اجتماعی ایران تدوین شده است. این پژوهش با نگاهی به چالش بنیادین میان نیاز سازمانها به بهرهوری و مزیت رقابتی از یک سو و محدودیتهای فیزیکی و روانشناختی نیروی انسانی از سوی دیگر، به تبیین علل، زمینهسازها، عوامل واسطهای و پیامدهای این پدیده پرداخته است. روش: این پژوهش با اتخاذ رویکرد نظریۀ دادهبنیاد و با استفاده از پارادایم استراوس و کوربین، بهمنظور استخراج و توسعۀ یک الگوی بومیشده و جامع از دادههای میدانی انجام پذیرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۸ نفر از ذینفعان کلیدی، شامل کارکنان با سطوح کرانهای اضافهکاری، مدیران، متخصصان داخلی منابع انسانی و مشاوران خارجی، جمعآوری شد. بهمنظور تضمین غنای دادهها، نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و تنوع در متغیرهایی همچون سابقۀ کاری، حوزۀ فعالیت و جایگاه شغلی در نظر گرفته شد. برای دستیابی به دقت و قدرت در دادههای جمعآوری شده، از چهار معیار قابلیت اعتماد شامل اعتبار، قابلیت اطمینان، تأییدپذیری و قابلیت انتقال استفاده شد. همچنین پایایی بین کدگذاران با ضریب هولستی تأیید شد. یافتهها: فرایند تحلیل دادهها با استفاده از چارچوب C6، طی سه مرحلة کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت. در خصوص علل، ۳۵ کد باز، ۹ مقولۀ محوری و ۷ مقولۀ گزینشی شناسایی شد. این مقولهها ریشههای اصلی پدیدۀ اضافهکاری را تبیین میکنند. در خصوص زمینهسازها، ۵۰ کد باز به ۷ مقولۀ محوری و ۴ مقولۀ گزینشی تبدیل شد. این مقولهها بستر بروز اضافهکاریهای طولانی را فراهم میسازند. در خصوص عوامل واسطهای، ۲۵ کد باز اولیه به ۷ مقولۀ محوری و ۷ مقولۀ گزینشی دستهبندی شد. این عوامل بهعنوان سپرهای محافظ اضافهکاریهای طولانی عمل میکنند. در نهایت برای پیامدها، ۶۹ کد باز به ۱۲ مقولۀ محوری و ۷ مقولۀ گزینشی سازماندهی شد که بازتاب پیامدهای چندوجهی اضافهکاری بر فرد و سازمان است. این کدها در نهایت تحت روایت نظری در قالب یک الگوی پارادایمی بومی، بهعنوان پایههای اولیۀ نظریهای در مورد اضافهکاری تجمیع شدند. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش یک الگوی پویا و تعاملی را آشکار ساخت که فراتر از یک الگوی خطی و ساده نشان میدهد که چگونه زمینهسازها و عوامل واسطهای، بهعنوان کانونهای استراتژیک مداخله، میتوانند رابطۀ میان علل و پیامدهای اضافهکاری را تعدیل یا تقویت کنند. این چارچوب نظری، با چارچوببندی مجدد پدیدۀ اضافهکاریهای طولانی، به سازمانها پیشنهاد میدهد که حتی در شرایطی که قادر نیستند بهطور مستقیم علل ریشهای را حذف کنند با سرمایهگذاری استراتژیک بر عوامل واسطهای و زمینهسازها، از شدت پیامدهای منفی این پدیده بکاهند. طبقهبندی سلسلهمراتبی علل، زمینهسازها، واسطهها و پیامدها در این پژوهش، نقشهراهی عملی و مبتنی بر شواهد را برای طراحی مداخلات مؤثر در حوزۀ بهزیستی و سلامت کارکنان در اختیار مدیران صنایع براساس اولویتهای ذهنی کارکنان در ایران قرار میدهد.