کیفرهای تاریخی و شرعی در پرتو نظریۀ «روح شریعت»
نویسندگان
1 استادیار، دانشکدۀ الهیات، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران
doi
10.22059/jorr.2020.300766.1008783چکیده
هر نظم قاعدهگذار، باید دارای اصولی بنیادین باشد که بتوان بر اساس آن به پیریزی «ساختار»، «تبیین و ایضاح الفاظ و نهادههای مبهم و نیازمند تفسیر» و نیز «حل تزاحمات و موانع پیشروی در اجرای گزارهها» و «بازآفرینی دادهها و گزارهها بنا بر تحولات اجتماعی» پرداخت. در این میان، مکاتب مختلف، در خصوص هر یک از این مؤلفهها، رهیافتهای متعددی برگزیدهاند؛ اما در مشرب فقهی بهنظر میرسد که «الگوی روح شریعت» تمامی موارد پیشگفته را در نظر بگیرد. نگاشتۀ پیشرو، تبیین و ساماندهی نظری «روح شریعت» را بهعنوان یک روش در فقه کیفری، مسئلۀ خود قرار میدهد و پایش «روح شریعت»، فقه کیفری را از «ساختارگریزی»، «وحدت رویّه در حل تزاحمات» و «ایستایی شکل کیفر» دور میکند. بر مبنای این اهمیت و هدف، نوشته پس از مقدمات حجیت روح، به پایش درجۀ امکانپذیری تمسک به «روح»، اقتضائات آن و نیز تمییز بنیان کیفرهای تاریخی و شرعی میپردازد. بهنظر میرسد وفق مطالعۀ کتابخانهای، «روح شریعت»، بر پایۀ تفسیر ذاتی و عرضی از آوردههای نصوص فقه کیفری، در وجوه سهگانه «تقنین»، «تفسیر» و «تزاحم» دارای آوردههایی بیبدیل در مقابل نگاه تعبدی به فقه جزایی است.