سازوکارهای علّی مدیریت سرمایۀ انسانی با رویکرد مسئولیت اجتماعی و عملکرد مالی
نویسندگان
1 استاد گروه حسابداری، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jipa.2025.399859.3750چکیده
هدف: این پژوهش با هدف بررسی سازوکارهای علّی رابطه بین مدیریت سرمایۀ انسانی با رویکرد مسئولیت اجتماعی (SRHRM) و عملکرد مالی شرکت، با استفاده از ابزار پرسشنامه توزیع شده میان کارکنان شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران صورت پذیرفته است. عملکرد مالی شرکتها، عاملی تعیینکننده در توانایی سازمان برای باقی ماندن در بازار و حفظ منافع ذینفعان بالقوه و بالفعل است. مدیریت سرمایۀ انسانی نیز در شرکتها باعث ایجاد رفتارهای مثبت، مانند تعهد سازمانی، اعتماد سازمانی، خلاقیت و غیره در کارکنان میشود که به عملکرد برتر شرکتها منجر میشود.روش: بهمنظور استخراج این سازوکارهای علّی، از استدلال پسکاوی و روش «معیار درب عقب» استفاده شده است که زیرمجموعه مدلهای علّی ساختاری هستند. در این روش تمام متغیرهای مخدوشکنندۀ رابطه مدنظر، بهطور شرطی کنترل میشوند. این مطالعه از یک چارچوب استنتاج علّی مبتنی بر رگرسیون و نمودارهای چرخشی جهتدار (DAGs) برای بررسی تأثیر SRHRM بر ارزش شرکت استفاده کرده است.یافتهها: نتایج نشان میدهد که SRHRM تأثیر مثبت و معنادار آماری و علّی قوی بر عملکرد مالی در کل نمونه اعمال میکند. البته تأثیر SRHRM در شرکتهای بزرگتر، احتمالاً بهدلیل هماهنگی قویتر منابع، کارایی مقیاس و آمادگی نهادی، تشدید میشود. در نقطه مقابل، این تأثیر در بین شرکتهای باسابقهتر، بهطور چشمگیری کاهش مییابد که نشان میدهد سکون یا بلوغ سازمانی ممکن است ظرفیت جذب نوآوریهای استراتژیک منابع انسانی را مهار کند. تحلیلهای طبقهبندی بیشتر نیز از این تعدیل حمایت میکنند، شرکتهای بزرگ قویترین تأثیر (۲۴/۱۱+) را نشان میدهند که با وجود اعمال روش رد استدلال این تأثیر پایدار بوده است. شرکتهای کوچک تأثیر صفر یا منفی ناچیزی (۴۲/۱-) را نشان میدهند که بیانگر این موضوع است که SRHRM ممکن است در این محیطها تأثیر کمی داشته یا ناهماهنگی ایجاد کرده باشد. شرکتهای باسابقه در دستاوردهای SRHRM از شرکتهای جوان بهتر عمل میکنند که بیانگر این حقیقت است که تجربه و جایگیری در بازار، نتایج پیادهسازی رویههای سرمایۀ انسانی را تسهیل میکند.نتیجهگیری: برخلاف مطالعات همبستگی سنتی که صرفاً ارتباط بین اقدامات SRHRM و نتایج عملکرد را شناسایی میکنند، تکنیکهای استنتاج علّی، بهویژه آنهایی که توسط DAGs و مدلهای رگرسیون قوی ارائه میشوند، امکان تمایز واضحتری بین علت و معلول را فراهم میکنند. این رویکرد با شبیهسازی سناریوهای رد استدلال و کنترل متغیرهای مخدوشکننده، تضمین میکند که روابط مشاهدهشده، تأثیر واقعی را منعکس میکنند، نه همپوشانی تصادفی یا سوگیری متغیر حذفشده. در نتیجه، روشهای علّی، اعتبار داخلی قویتری ایجاد میکنند و محققان را قادر میسازند تا ادعاهای مرتبط با سیاستگذاری را در مورد آنچه شرکتها باید انجام دهند، نه فقط آنچه تمایل به انجام آن دارند، مطرح کنند. این دقت تحلیلی، روابط توصیفی را به بینشهای عملی تبدیل میکند و یافتهها را هم از نظر نظری معنادار و هم از نظر عملی قابل توجه میسازد.