الگوی کار ترکیبی با روش فراترکیب
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
3 استاد، گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22059/jipa.2025.397348.3724چکیده
هدف: الگوی کار ترکیبی بهعنوان پارادایمی نوین در مدیریت منابع انسانی، با توجه به تحولات ساختار جمعیتی، ظهور نسلهای جدید کاری و پیشرفتهای فناورانه، بهسرعت در حال تبدیل شدن به رویکردی غالب در سازمانهاست. این الگو که تلفیقی هوشمندانه از کار حضوری و دورکاری ارائه میدهد، نه تنها انعطافپذیری بیسابقهای در ابعاد زمانی، مکانی و روششناختی کار ایجاد کرده است، بلکه بهدلیل فقدان چارچوبی نظاممند در شناسایی عوامل مؤثر و پیامدهای آن، به پژوهشهای عمیقتری نیاز دارد. از آنجا که تاکنون در مطالعات داخلی، پژوهشی راجع به این موضوع صورت نگرفته و در مطالعات خارجی هم، بهصورت پراکنده به ابعادی از این موضوع پرداخته شده است، مطالعۀ حاضر با هدف طراحی مدلی جامع و منسجم از پیشایندها و پیامدهای کار ترکیبی و پر کردن خلأهای نظری موجود در این حوزه، طراحی و اجرا شده است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد کیفی، بهروش فراترکیب انجام شده است. فراترکیب بهعنوان روش نظاممند کیفی، با تحلیل و تلفیق یافتههای مطالعات پیشین، به تولید دانش جدید و توسعۀ نظریه میپردازد. جامعۀ آماری پژوهش مطالعات مرتبط بود. این مطالعات پس از جستوجو، غربالگری و ارزیابی محتوایی انتخاب شدند. پس از جمعآوری منابع موجود و در دسترس دربارۀ موضوع و نیز بررسی محتوای منابع مزبور، پژوهشهای مرتبط و حاوی اطلاعات کارآمد، شناسایی و استفاده شد. در نهایت دادههای استخراج شده از این منابع با استفاده از روش تحلیل مضمون بررسی شد تا الگوی پیشایندها و پیامدهای کار ترکیبی طراحی شود. یافتهها: با هدف طراحی الگوی نهایی، پیشایندهای پدیدۀ کار ترکیبی در چهار دسته شناسایی شد که عبارت است از: ۱. پیشایندهای فردی (شامل عوامل نگرشی، عوامل رفتاری، عوامل شغلی)؛ ۲. پیشایندهای سازمانی (شامل عوامل رهبری و حمایت مدیریتی، ساختار سازمانی چابک، سیاستهای منابع انسانی، زیرساختهای فناوری اطلاعات)؛ ۳. پیشایندهای فرهنگی (شامل عوامل فرهنگ اعتماد، فرهنگ یادگیری و اشتراک دانش)؛ ۴. پیشایندهای محیطی (شامل عوامل تحولات فناورانه، تغییر ترجیحات نیروی کار، بحرانها و رقابتهای جهانی). این تفکیک چهارگانه به درک عمیقتری از عوامل زمینهساز استقرار موفق کار ترکیبی کمک میکند. از جمله عوامل کلیدی در این زمینه، میتوان به نگرش کارکنان به استقلال، ساختارهای چابک سازمانی، سطح بلوغ رهبری و فرهنگ اعتماد اشاره کرد. این یافتهها گویای این است که موفقیت در پیادهسازی مدل کار ترکیبی، نیاز دارد به آمادگی چندسطحی در درون و بیرون سازمان و بدون توجه همزمان به ابعاد نرمافزاری (مانند فرهنگ و رهبری) و سختافزاری (مانند فناوری و ساختار)، نمیتوان به اثربخشی مطلوب دست یافت. به همین ترتیب، پیامدهای پدیدۀ کار ترکیبی نیز در سه دسته شناسایی شد که عبارت است از: ۱. پیامدهای فردی (شامل بهرهوری و عملکرد، رضایت شغلی و تعهد، تعادل کار ـ زندگی و سلامت روانی و توسعۀ مهارتی و حرفهای)؛ ۲. پیامدهای سازمانی (شامل بهرهبرداری از نیروی کار، همافزایی و همکاری تیمی، کارایی هزینهای و پایداری و کیفیت تصمیمگیری و چابکی)؛ ۳. پیامدهای محیطی (شامل مسئولیت اجتماعی و زیستمحیطی، دسترسی برابر به اشتغال، رقابتپذیری و موقعیت بازار). بر اساس یافتهها، کار ترکیبی میتواند به بهبود بهرهوری، رضایت شغلی، تعادل کار ـ زندگی و ارتقای مهارتهای حرفهای در سطح فردی بینجامد. در سطح سازمانی نیز، مزایایی نظیر چابکی، کاهش هزینهها و همافزایی تیمی برجستهاند. افزونبر این، در سطح محیطی، ارتقای عدالت شغلی، مسئولیتپذیری زیستمحیطی و رقابتپذیری، از جمله پیامدهای مهم محسوب میشوند. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش با ارائۀ الگویی جامع از عوامل مؤثر و پیامدهای کار ترکیبی، درک عمیقتری از این رویکرد نوین در اختیار مدیران قرار میدهد و میتواند مبنای تصمیمگیریهای استراتژیک و سیاستگذاریهای اثربخش در حوزۀ مدیریت منابع انسانی باشد. نتایج حاصل نشان میدهد که استقرار موفق کار ترکیبی، مستلزم شناخت دقیق پیشایندهای آن در سطوح فردی، سازمانی، فرهنگی و محیطی است؛ از اینرو، پیش از پیادهسازی این مدل، ضروری است که سازمانها ارزیابی جامعی از آمادگی زیرساختی، سطح بلوغ فرهنگی و سبک رهبری خود بهعمل آورند. همچنین، بازنگری در سیاستها، فرایندها و ابزارهای مدیریتی منابع انسانی بهمنظور تقویت تعاملات تیمی، ارتقای شفافیت عملکرد و تضمین عدالت در ارزیابیها در محیطهای ترکیبی، از الزامات اصلی موفقیت در این مسیر است. در نهایت، توسعۀ فرهنگ سازمانی مبتنی بر اعتماد، یادگیری مستمر و ارتقای مهارتهای دیجیتال در میان کارکنان، باید بهعنوان اولویتهای راهبردی، در دستور کار مدیران منابع انسانی قرار گیرد.