طراحی الگوی پذیرش هوش مصنوعی در حکمرانی هوشمند با استفاده از رویکرد فراترکیب

نویسندگان

1 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.

3 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.

4 استاد، گروه خط‌‌مشی‌گذاری عمومی، دانشکده علوم اداری و سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jipa.2025.398124.3737
چکیده

هدف: یکی از مفاهیمی که در سال‌های اخیر در راستای تحول دولت‌ها و حرکت به‌سوی دولت هوشمند مطرح شده است، مفهوم پذیرش هوش مصنوعی در قالب حکمرانی هوشمند است. شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش هوش مصنوعی در حکمرانی و دولت‌های هوشمند، می‌تواند نقشه‌راهی برای طراحی و اجرای خط‌مشی‌های مؤثر باشد. یکی از اهداف حکمرانی هوشمند، ایجاد رضایت در میان همۀ ذی‌نفعان جامعه است؛ به ویژه، در مواجهه با چالش‌هایی نظیر رشد جمعیت، بحران‌های متعدد و پیچیدگی‌های مدیریتی، نقش محوری ایفا می‌کند. این پژوهش تلاش دارد تا با استفاده از رویکرد فراترکیب، چارچوبی جامع برای پذیرش هوش مصنوعی در حکمرانی هوشمند طراحی کند. این چارچوب با هدف شناسایی، تحلیل و طبقه‌بندی مؤلفه‌ها و عوامل مرتبط با پذیرش فناوری‌های نوین، به حکمرانی کمک می‌کند تا از ظرفیت‌های هوش مصنوعی در همۀ ابعاد طراحی، مدیریتی و اجرایی بهره‌مند شود. همچنین، این مطالعه، در پی آن است که از طریق مرور پژوهش‌های پیشین، راه‌حل‌هایی جامع برای بهره‌برداری بهینه از اطلاعات و داده‌ها ارائه دهد و زمینه را برای پژوهش‌های آتی فراهم کند. روش: رویکرد پژوهش حاضر کیفی است و برای دستیابی به اهداف پژوهش از روش فراترکیب استفاده شده است. این روش، بر پایه مدل پیاز پژوهش ساندرز و همکاران شکل گرفته که یکی از روش‌های رایج و معتبر در پژوهش‌های کیفی، برای ترکیب سامان‌مند یافته‌های پیشین است. در این پژوهش، به‌منظور بررسی عوامل مرتبط با پذیرش هوش مصنوعی در حکومت، منابع علمی معتبری شامل ۱۱۲۳ مقاله و کتاب از پایگاه‌های دادۀ خارجی، بررسی شده است. منابع بر اساس معیارهای ورود و خروج مشخص و با تمرکز بر اطلاعات و داده‌های مرتبط با حکمرانی هوشمند و عوامل ضروری پذیرش فناوری انتخاب شدند. داده‌های این پژوهش از منابعی استخراج شدند که بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ میلادی، در معتبرترین پایگاه‌های علمی منتشر شدند. نتایج حاصل از این تحلیل سامان‌مند، به ارائۀ یک مدل جامع برای پذیرش هوش مصنوعی، بر پایۀ ترکیب یافته‌های کیفی و شناسایی مؤلفه‌های محوری منجر شد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که چارچوب جامع و یکپارچۀ پذیرش موفق هوش مصنوعی در حکمرانی هوشمند، چهار لایۀ اصلی را دربرمی‌گیرد: ۱. لایۀ اطلاعاتی: زمینۀ فناوری؛ ۲. لایۀ نهادی: زمینۀ سازمانی؛ ۳. لایۀ ارزشی: زمینۀ محیطی؛ ۴. لایۀ کنشی: ظرفیت جذب. مهم‌ترین مؤلفه‌های شناسایی‌شده در این پژوهش عبارت‌اند از: زیرساخت‌های دیجیتال، حکمرانی و امنیت داده و شفافیت الگوریتمی در لایۀ اطلاعاتی؛ فرهنگ سازمانی نوآورانه، رهبری تحول‌گرا و آموزش و توانمندسازی کارکنان در لایۀ نهادی؛ چارچوب‌های قانونی، فشارهای رقابتی و خواسته‌های شهروندان در لایۀ ارزشی و در نهایت، قابلیت‌های پویا و سازوکارهای اشتراک دانش در لایۀ کنشی. نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی پذیرش هوش مصنوعی در حکمرانی هوشمند انجام شد و نتایج آن نشان می‌دهد که پذیرش موفق این فناوری، مستلزم فراهم‌سازی زیرساخت‌های دیجیتالی، تدوین خط‌مشی‌های حمایتی، توسعۀ فرهنگ دیجیتال، تقویت مهارت‌های انسانی و نظارت بر فرایندهای هوش مصنوعی است.