آسیب‌‌شناسی مرحلۀ تصویب بودجۀ دولتی و ارائۀ راه‌‏کارهایی در راستای اصلاح ساختار بودجۀ دولتی ایران

نویسندگان

1 استاد، گروه خط‌مشی و ادارۀ امور عمومی، دانشکدۀ مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 استادیار، گروه آینده‌پژوهی، دانشکدۀ حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jipa.2025.397381.3726
چکیده

هدف: این پژوهش به بررسی آسیب‌های مرحلۀ تصویب بودجۀ دولتی در ایران و ارائۀ راه‌کارهای اصلاحی برای بهبود ساختار بودجه‌ریزی می‌پردازد. با توجه به جایگاه راهبردی تصویب بودجه در تحقق اهداف توسعه‌ای و نقش آن در شفافیت مالی و پاسخ‌گویی دولت، شناسایی چالش‌های این مرحله و ارائۀ راه‌کارهای عملیاتی برای اصلاح ساختار بودجه‌ریزی ضروری است. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل نظام‌مند آسیب‌های موجود در فرایند تصویب بودجه و پیشنهاد راه‌کارهایی برای ارتقای کارایی و اثربخشی این فرایند است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده‌های پژوهش، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با کارشناسان مالی و برنامه‌ریزی دولتی، اسناد بودجه‌ای و گزارش‌های رسمی بوده است. در فرایند تحلیل، ۱۷۳ کد اولیه شناسایی و در قالب ۱۰۲ کد گزینشی، ۳۴ مضمون فرعی و ۱۴ مضمون اصلی طبقه‌بندی شدند. از مدل براون و کلارک برای تحلیل مضامین استفاده شده است. این مدل امکان شناسایی الگوهای معنایی و روابط بین آسیب‌ها را فراهم می‌سازد. یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که فرایند تصویب بودجه در ایران با آسیب‌هایی چندوجهی مواجه است. در سطح کلان، غلبه نگاه منطقه‌ای و سیاسی، ضعف در نگرش کلان ملی و محلی‌گرایی در تصمیم‌گیری‌های بودجه‌ای از چالش‌های برجسته هستند. ساختار بررسی لایحه در مجلس نیز ناکارآمد گزارش شده است؛ تمرکز قدرت در کمیسیون تلفیق، بی‌نقشی کمیسیون‌های تخصصی و فقدان مشارکت سازنده در تدوین احکام بودجه، موجب کاهش کیفیت بررسی‌ها و افت کارآمدی تصمیم‌ها شده است. همچنین، مداخلات گستردۀ نمایندگان در متن لایحه، بدون توجه به آثار کلان اقتصادی، پیشنهادهای فاقد پشتوانۀ کارشناسی و احکام فاقد توجیه فنی و مالی، نظم ساختاری سند بودجه را مخدوش کرده‌اند. از دیگر یافته‌ها می‌توان به ایرادهای شکلی و محتوایی مصوبات، تعهدهای مالی جدید و افزایش بار بودجه‌ای بدون پیش‌بینی منابع، ایرادهای آیین‌نامه داخلی مجلس و تعامل ناکارآمد میان دولت و مجلس اشاره کرد. ناکارآمدی نظارت بر فرایند تصویب، نبود ابزارهای رصد اثربخشی و فقدان پاسخ‌گویی مؤثر نیز به‌عنوان حلقه‌های ضعیف در زنجیرۀ تصویب بودجه شناسایی شده‌اند. در نهایت، محدودیت زمانی، تراکم حجم کاری و فقدان رسیدگی تخصصی به بودجه شرکت‌های دولتی، روند تصویب را با چالش‌های اجرایی روبه‌رو کرده است. نتیجه‌گیری: مرحلۀ تصویب بودجه، به‌عنوان نقطۀ تلاقی سیاست‌گذاری مالی و تصمیم‌گیری پارلمانی، به بازطراحی نهادی و رفتاری گسترده نیازمند است. بر اساس یافته‌های پژوهش، اصلاحات پیشنهادی باید در چند محور دنبال شود: نخست، اصلاح ساختار بررسی در مجلس با هدف تقویت نقش کمیسیون‌های تخصصی و کاهش تمرکز قدرت در کمیسیون تلفیق؛ دوم، افزایش شفافیت و شایستگی در فرایند بررسی از طریق آموزش نمایندگان، ایجاد سامانه‌های ارزیابی و منع مداخلات غیرکارشناسی؛ سوم، ارتقای آیین‌نامه داخلی مجلس برای تفکیک دقیق وظایف و تسهیل فرایند بررسی؛ چهارم، تقویت تعامل نهادی دولت و مجلس مبتنی بر اعتماد و تبادل اطلاعات و پنجم، بهبود سازوکارهای نظارتی برای ارزیابی نتایج و پیامدهای بودجۀ مصوب. در نهایت، دستیابی به ساختار بودجه‌ای کارآمد در مرحلۀ تصویب، مستلزم عزم سیاسی، توسعۀ ظرفیت‌های فنی و مشارکت فعال نخبگان در فرایند تصمیم‌سازی است. بدون این اصلاحات، بودجه‌ریزی دولتی در ایران همچنان در معرض رفتارهای سیاسی، ناکارآمدی ساختاری وعدم تحقق اهداف توسعه‌ای باقی خواهد ماند.