واکاوی دلایل انفعال دولت در برخی از عرصههای عمومی: یک مطالعۀ کیفی
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استادیار، گروه برنامهریزی و مدیریت، مرکز مطالعات مدیریت و توسعه فناوری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
4 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
5 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22059/jipa.2025.396601.3712چکیده
هدف: هدف این پژوهش شناسایی و واکاوی دلایل انفعال دولت در برخی از عرصههای عمومی است تا به این پرسش بنیادین پاسخ داده شود که چرا دولت در ایران، در برخی حوزههای عمومی، با وجود شناسایی مسئله و وجود انتظار اجتماعی برای اقدام، راهبرد انفعال یا بیعملی را انتخاب میکند. روش: روش پژوهش این مطالعه، تحلیل محتوای کیفی بر اساس رویکرد الو و کینگاس (۲۰۰۸) است. نمونهگیری با رویکرد هدفمند صورت گرفته و در مجموع ۳۳ مصاحبۀ نیمهساختاریافته با افرادی از جمله مسئولان دولتی، نمایندگان مجلس، استادان دانشگاهی با سابقۀ اجرایی و دانشپژوهان خطمشی انجام شده است. فرایند تحلیل شامل سه مرحله آمادهسازی، سازماندهی و گزارشدهی بوده و در نهایت با استخراج چهار مقولۀ اصلی (ساختاری و نهادی، شناختی و رفتاری، سیاسی و انتخاباتی و محیطی و زمینهای) الگوهای جامع و چندبُعدی انفعال دولت تحلیل و تبیین شده است. یافتهها: دلایل انفعال دولت در ۴ مقولۀ اصلی و ۲۰ زیرمقوله شناسایی شد. در خصوص مؤلفههای ساختاری و نهادی، ناکارآمدی بوروکراسی، چسبیدگی به رویههای سنتی، وابستگی به سیستمهای تاریخی و کاغذبازی، ناهماهنگی بین نهادهای دولتی و تداخل وظایف، بهعنوان مهمترین عوامل دخیل در ایجاد شرایط انفعال مطرح شده است. همچنین، نظام انتفاعات و تعارض منافع در محیطهای دولتی، انگیزههای فردی و گروهی برای حفظ منافع خاص و جلوگیری از تحولات ساختاری را تقویت میکند. در بُعد شناختی و رفتاری، سوگیریهای روانی مانند اجتناب از سرزنش، ریسکگریزی، سوگیری خوشبینانه به وضعیت موجود، میانبُرهای شهودی و نقص در ظرفیت تحلیل مسائل، باعث تثبیت نگرش مقابل تغییر و تشکیل چرخهای از پاسکاری در میان خطمشیگذاران شده است. علاوهبراین، در سطح سیاسی و انتخاباتی، محاسبات کوتاهمدت بهدلیل فشارهای انتخاباتی، پوپولیسم، موضوعزدایی و نزدیکی سیاستی، به اتخاذ تصمیمات نمایشی وعدم ورود به عرصههای بلندمدت و اقدامات بنیادی منجر شده است. در نهایت، عوامل محیطی، از جمله بحرانها و بلایای طبیعی، شرایط اقلیمی و ژئوپلیتیکی، فشارهای بینالمللی و رسانهای، زمینهای برای ناتوانی دولت در پاسخگویی سریع به تحولات ایجاد کرده است. نتیجهگیری: انفعال خطمشی، یک پدیدۀ چندبعدی و متأثر از تعامل عوامل ساختاری/نهادی، شناختی/رفتاری، سیاسی/انتخاباتی و محیطی/زمینهای است. این انفعال نه تنها مانع پاسخگویی بهموقع به نیازهای اساسی جامعه میشود، بلکه مستلزم بررسی دقیق و بازنگری در رویهها و ساختارهای اداری، بهبود قابلیتهای تحلیلی و ارتقای هماهنگی بین نهادهای مختلف دولتی است. همچنین باید به سوگیریهای موجود در فرایند اتخاذ تصمیمها توجه ویژه شود تا سیاستمداران با بهرهگیری از دادههای دقیق و چارچوبهای تحلیلی جامع، بتوانند علاوهبر کاهش ریسکهای کوتاهمدت، چشمانداز بلندمدتی برای حل مسائل بنیادی ارائه دهند. از این رو، اصلاح روند عمل دولت و تغییر نگرش به انفعال، ضمن ایجاد فضای دانشی و فرهنگی مناسب، میتواند به ارتقای کارایی و مشروعیت نظام بینجامد. یافتهها همچنین نشان میدهد که طراحی استراتژیهای اصلاحی متکی بر تقویت هماهنگی داخلی، کاهش تضاد منافع و پذیرش ریسکهای منطقی، ضرورت دارد تا علاوهبر بهبود پاسخگویی به مسائل فوری، بتوان از بروز پیامدهای بلندمدت ناشی از انفعال جلوگیری کرد. این پژوهش در نهایت، چارچوبی تحلیلی برای درک بهتر علل بیعملی دولت ارائه میدهد که میتواند راهگشای تحول در خطمشیگذاریهای عمومی، بهویژه در کشورهایی با ساختارهای پیچیده و چالشهای چندبُعدی باشد.