ساختار هیئتمدیرۀ شرکتهای دولتی در حکمرانی شرکتی چین و دلالتهای آن برای ارتقای نظام حکمرانی شرکتهای دولتی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه خط مشی گذاری و اداره امور عمومی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، ایران.
2 استادیار، گروه خطمشیگذاری و اداره امور عمومی، دانشکدۀ مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران. ایران.
doi
10.22059/jipa.2025.394203.3687چکیده
هدف: ناکارآمدی حکمرانی شرکتهای دولتی ایران، به یکی از چالشهای مزمن نظام اقتصادی تبدیل شده است. این ناکارآمدی، نهتنها بر شاخصهای کلان اقتصادی اثرگذار بوده است، بلکه موجب کاهش بهرهوری، تضعیف پاسخگویی و تعمیق شکافهای عدالت اقتصادی نیز شده است. در مقابل، کشور چین طی دو دهه گذشته توانسته است با اصلاحاتی تدریجی، اما بنیادین در ساختار هیئتمدیره شرکتهای دولتی، الگویی بومی و اثربخش در حوزۀ حکمرانی شرکتی ارائه دهد. با توجه به اهمیت هیئتمدیره، بهعنوان قلب تپندۀ نظام حکمرانی شرکتی، هدف پژوهش حاضر، تحلیل مؤلفههای کلیدی ساختار هیئتمدیره در شرکتهای دولتی چین و پیشنهاد خطمشیهایی برای بهبود وضعیت حکمرانی شرکتهای دولتی جمهوری اسلامی ایران است.روش: پژوهش حاضر یک پژوهش کیفی است که گردآوری دادههای آن با استفاده از روش مرور نظاممند ادبیات انجام شده است. در این روش شواهد مرتبط با یک یا چند پرسش خاص، شناسایی، بازیابی، ارزیابی و ترکیب میشود. همچنین روش تحلیل دادهها در پژوهش حاضر، تحلیل مضمونی با رویکرد کینگ، هاروکز و بروکز (۲۰۱۹) شامل سه مرحله کدگذاری توصیفی، کدگذاری تفسیری و تشکیل مضامین فراگیر است. تحلیل مضمون بهدلیل ساختار نظاممند خود، امکان تحلیل، بازتولید و بررسی دقیق روابط بین مفاهیم را فراهم میآورد.یافتهها: یافتههای پژوهش به شناسایی ۱۵۵ کد توصیفی، ۱۵ کد تفسیری و ۶ مضمون فراگیر منجر شد. این مؤلفهها که ابعاد کلیدی ساختار هیئتمدیره در حکمرانی شرکتهای دولتی چین را نمایندگی میکنند، عبارتاند از: استقلال ساختاری و نهادی هیئتمدیره، حرفهایسازی و تخصصگرایی در ترکیب هیئتمدیره و گسترش مشارکتهای نهادی، بازنگری در نظام انتصاب و ارتقای مدیران، پاسخگویی چندلایه به ذینفعان و شفافیت اطلاعاتی، اصلاح نظام ارزیابی عملکرد و ساختار انگیزشی هیئتمدیره، فعالسازی تمام ظرفیتهای هیئتمدیره برای ایفای نقش نظارتی اثربخش، تقویت ساختارهای پاسخگویی و بازتعریف نقش نظارتی و نیز برنامهریزی و عمل در جهت ایفای نقش در سطح اقتصاد کلان کشور که تفصیل هرکدام در بخش یافتهها ارائه شده است.نتیجهگیری: بررسی تجربۀ چین در حکمرانی شرکتهای دولتی نشان میدهد که اصلاحات این کشور، تنها به تغییرات سطحی و ساختاری محدود نبوده، بلکه بهگونهای تلفیقی و نظاممند، مجموعهای از تحولات نهادی، حقوقی، انگیزشی و مدیریتی را دربرگرفته است. در این الگو، استقلال واقعی هیئتمدیره از ساختارهای سیاسی، به همراه سازوکارهای شفاف انتخاب و ارزیابی مدیران، ایجاد ساختارهای گزارشگری و نظارت چندلایه و نیز تعریف نقش کلان برای شرکتهای دولتی در توسعۀ اقتصادی، موجب خلق مدلی پایدار و قابل اتکا از حکمرانی شرکتی شده است. بر همین اساس طراحی چارچوب قانونی برای استقلال نهادی هیئتمدیره و تقویت نقش نظارتی آن، ایجاد نظام شفاف برای انتصاب و ارزیابی عملکرد اعضای هیئتمدیره، تقویت پاسخگویی چندسطحی اعضای هیئت مدیره، ایجاد تنوع نهادی و مالکیتی در شرکتهای دولتی، تعریف اهداف مشخص برای ایفای نقش شرکتهای دولتی در اقتصاد کلان و بهروزرسانی مفهوم شرکتهای دولتی در قانون، از مهمترین آموزههای سیاستی برای جمهوری اسلامی ایران است.