تبیین علمی از منظر پارادایم مدرن و پسامدرنیسم

نویسندگان

1 گروه مطالعات پایه و روش شناسی، پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران، ایران

2 پژوهشگر مستقل، تهران، ایران

doi
10.22059/jisr.2025.387955.1572
چکیده

تحولات عمیق اجتماعی، فرهنگی و فلسفی از مدرن به پسامدرن، لزوم بازنگری در روش‌های علمی را آشکار می‌سازد. علم مدرن مبتنی بر عینیت، قوانین کلی و روش‌های کمی است؛ درحالی‌که پسامدرنیسم این اصول را با تأکید بر نسبی‌گرایی، عدم قطعیت و تحلیل‌های تفسیری به چالش کشیده است. این مقاله با بررسی اصول تبیین علمی در این دو پارادایم، به ارائۀ چارچوبی جامع برای فهم پدیده‌های پیچیدۀ امروز می‌پردازد.پژوهش حاضر توصیفی است و با راهبرد کیفی و روش تحلیل محتوای تطبیقی انجام شده است. داده‌ها از آثار نظریه‌پردازان کلیدی مدرنیسم (همپل، پوپر، ناگل) و پسامدرنیسم (لیوتار، فوکو، گادامر، رورتی) گردآوری شده است. روش کدگذاری شامل استقرایی برای کشف مفاهیم نوظهور و قیاسی برای تحلیل چارچوب‌های نظری موجود است. در تحلیل تطبیقی، ابزارهایی مانند جدول حقیقت و مجموعه‌های فازی به‌کار گرفته شده‌اند.تحلیل تطبیقی نشان داد هرچند مدرنیسم و پسامدرنیسم دیدگاه‌های متمایزی در تبیین علمی دارند، اما در برخی جنبه‌ها مکمل یکدیگرند. مدرنیسم بر پیش‌بینی‌پذیری و روش‌های کمی تأکید دارد؛ درحالی‌که پسامدرنیسم بر تحلیل‌های زمینه‌گرا و تفاسیر متکثر تمرکز می‌کند.نتایج این پژوهش در قالب یک مدل هیبریدی ارائه شده که با ترکیب اصول مدرنیسم و پسامدرنیسم، هم‌زمان به تعمیم‌پذیری و پیش‌بینی و نیز به معانی اجتماعی و فرهنگی توجه دارد. عناصر اصلی این مدل شامل ۱. ساختاردهی برمبنای قوانین کلی و پیش‌بینی‌پذیری مدرنیسم، ۲. تأکید بر تفاسیر متکثر و زمینه‌گرایی پسامدرنیسم، ۳. هم‌افزایی میان علیت خطی و پیچیده و ۴. ترکیب روش‌های کمی و کیفی در تحلیل پدیده‌ها است.