طراحی مدل اجتناب از نادانشی و ناآگاهی در خط‌مشی‌‏گذاری مدیریت آب

نویسندگان

1 استاد، گروه خط‌مشی‌‌گذاری و اداره امور عمومی، دانشکدۀ مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jipa.2025.391977.3671
چکیده

هدف: هدف این پژوهش طراحی مدلی برای اجتناب از نادانشی و ناآگاهی در فرایند خط‌مشی‌گذاری مدیریت آب است. این مدل به‌منظور شناسایی موانع شناختی، اطلاعاتی و ارتباطی و ساختاری و سازمانی، در اتخاذ تصمیمات مؤثر در خط‌مشی‌گذاری مدیریت منابع آب طراحی شده است و به‌دنبال ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری‌ها از طریق کاهش نادانشی وعدم آگاهی (جهل) در فرایندهای مدیریتی است. روش: پژوهش حاضر از نظر مبانی فلسفی، در چارچوب پارادایم تفسیری قرار دارد و رویکرد آن به‌صورت استقرایی ـ قیاسی است. استراتژی این پژوهش از نوع نظریۀ داده‌بنیاد چندگانه (نسخه گلدکل و کرونهلم) انتخاب شده است. برای جمع‌آوری داده‌ها، از ابزار مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته استفاده شده است. تعداد مشارکت‌کنندگان این پژوهش، بر اساس روش نمونه‌گیری نظری، ۱۹ نفر از خبرگان خط‌مشی‌گذاری و مدیران مطلع و باتجربه در صنعت آب انتخاب شده‌اند. در نهایت، برای ارزیابی کیفیت پژوهش، از سه شاخص مقبولیت استفاده شده است. یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که نادانشی و ناآگاهی در خط‌مشی‌گذاری مدیریت آب، به‌طور عمده از عواملی همچون کمبود اطلاعات دقیق و به‌روز، نبود سامانه‌های مؤثر جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها، ضعف در تحلیل داده‌ها و تخصص محدود خط‌مشی‌گذاران و همچنین، ضعف در ارتباطات بین سازمان‌ها و ذی‌نفعان مختلف نشئت گرفته است. علاوه‌براین، عواملی مانند پیچیدگی‌های فنی و تکنولوژیکی، مشکلات اقتصادی و سیاسی نیز در بسیاری از موارد، موجب اتخاذ تصمیم‌های نادرست یا ناقص در زمینۀ مدیریت منابع آب می‌شوند. نتیجه‌گیری: مدل طراحی‌شده برای اجتناب از نادانشی و ناآگاهی در خط‌مشی‌گذاری مدیریت آب، می‌تواند در بهبود فرایندهای تصمیم‌گیری نقشی حیاتی ایفا کند. این مدل با شفاف‌سازی اطلاعات، تقویت تعاملات میان ذی‌نفعان، بهبود فرایندهای ارتباطی و تحلیلی و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای جمع‌آوری و تحلیل داده‌های مرتبط با منابع آب، به مدیریت بهتر منابع آب کمک خواهد کرد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین مشکلات در مدیریت منابع آب، فقدان اطلاعات دقیق و به‌روز و استفادۀ ناکافی از ابزارهای نوین تحلیل اطلاعات است که در کنار موانع اقتصادی و گاه سیاسی‌کاری، به سیاست‌گذاری‌های ناکارآمد منجر می‌شود. از این رو، به‌کارگیری این مدل می‌تواند به کاهش این کمبودها کمک کند و فرایند تصمیم‌گیری را دقیق‌تر و مؤثرتر سازد. ضمن تأیید شرایط نامناسب اقلیمی و کاهش بارش که بر تمامی امور مدیریتی مرتبط با آب تأثیر دارد، استفاده از این مدل می‌تواند در کاهش نادانشی و ناآگاهی در خط‌مشی‌گذاری مدیریت آب نقش مهمی ایفا کند. این مدل همچنین در راستای حفظ منابع آب و بهبود پایداری آن‌ها در بلندمدت، به‌ویژه در مواجهه با چالش‌های تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت و افزایش تقاضا، اهمیت زیادی دارد. علاوه‌براین، به‌کارگیری این مدل نه‌تنها موجب بهبود کیفیت تصمیم‌گیری‌ها در زمینه مدیریت آب می‌شود، بلکه می‌تواند به ایجاد خط‌مشی‌های پایدار، جامع و بلندمدت کمک کند که در برابر تغییرات محیطی و اقتصادی، انعطاف‌پذیری لازم را داشته باشند.