نظریۀ اصالت جنگ یا صلح از دیدگاه اباضیه

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

doi
10.22059/jorr.2019.274992.1008325
چکیده

اباضیه به‌سبب انتساب به خوارج به جنگ‌افروزی و خشونت متهم بوده و از این‌رو کوشیده است تا این اتهام را از خود دور کند. در بین علمای اباضی در خصوص اساس رابطه با غیرمسلمانان دو نظریه وجود دارد: یکی اساس رابطه را در ابتدای جنگ می‌داند و دیگری اساس رابطه را بر صلح و دوستی پایه‌ریزی کرده است و جنگ را فقط برای دفاع جایز می‌داند. اباضیه در ابتدا دیدگاه اول را قبول داشتند، ولی با بازسازی و تجدید بنای خود، به نظریۀ دوم گرایش پیدا کردند. دیدگاه دوم مورد قبول اباضیان معاصر است و می‌گویند که اسلام دین صلح است. اباضیه متقدم نسبت به مسلمانان مخالف مذهب خود به‌ویژه شیعیان نگاه تند، افراطی و انحصارگرایانه داشته‌اند، ولی مهم این است که علمای معاصر اباضیه از این نگاه صرف‌نظر کرده‌اند و مسلمانان غیراباضی را مسلمان می‌دانند، به خون و اموال آنان احترام و می‌گذارند و سرزمین آنها را سرزمین توحید می‌دانند. این مقاله با رویکرد توصیفی - تحلیلی و با روش کتابخانه‌ای به تغییر دیدگاه اباضیه از اصل اولی جنگ، به اصل اولی صلح در رویکرد اباضیه با غیرمسلمانان و مسلمان مخالف خود و به‌ویژه شیعه می‌پردازد..

کلیدواژه‌ها