مطالعه پدیدارشناختی پیشایندهای احتکار دانش توسط کارکنان دانشی (موردپژوهی: خبرگان فنی نهاجا)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت منابع انسانی، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
2 دانشیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه هوایی شهید ستاری، تهران، ایران
3 استاد، گروه مدیریت منابع انسانی، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
4 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
doi
10.22059/jipa.2024.379476.3546چکیده
هدف: احتکار دانش به پنهان کردن عمدی دانش یا اطلاعات در سازمان اشاره دارد. چنین رفتار مخربی، میتواند در درازمدت به عملکرد فردی و سازمانی آسیب برساند. خودداری از به اشتراکگذاری دانش توسط کارکنان دانشی با دیگر ذینفعان، بهصورت آگاهانه و بانیت، موجب محدودسازی تسهیم و دسترسی به دانش میشود و آسیبهایی همچون کاهش عملکرد سازمانی را در پی دارد. مدیریت مؤثر این عارضۀ رفتاری، به شناسایی علل و عوامل مؤثر بر بروز آن نیاز دارد. در این راستا، پژوهش حاضر بر آن است تا عوامل مؤثر بر بروز تمایل به احتکار دانش را از نگاه خود کارکنان دانشی (خبرگان فنی) درگیر با این مسئله مطالعه کند.روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با رویکرد کیفی و استقرایی انجام شده است و در زمره مطالعات تفسیرگرایانه قرار میگیرد. مشارکتکنندگان پژوهش شامل خبرگان فنی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نهاجا) است که از میان آنها با روش نمونهگیری هدفمند، ۱۶ نفر برای پیمایش با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته انتخاب شد. برای تحلیل دادهها نیز از روش پدیدارشناسی توصیفی (رویکرد نظاممند کولایزی) استفاده شده است. برای اطمینان از اعتبار نتایج بهدستآمده نیز، از در پرانتزگذاری دانش پیشین پژوهشگر، مراجعه مجدد به مشارکتکنندگان و جلب توافق ایشان بهره گرفته شده است.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که عوامل رفتاری، ساختاری و زمینهای در ایجاد و تقویت تمایل به این رفتار مؤثر بودهاند:الف) عوامل رفتاری مشتمل است بر: تمایلات و علایق، دغدغهها و نگرانیها، انگیزهها، صفات فردی و عوامل ارتباطی. تمایلاتی همچون میل به وابسته نگه داشته سازمان به خود، بهمنظور ابقا و استمرار خدمت در سازمان و تمایل به سرآمد بودن، به چشم آمدن و یکهتاری در سازمان در این زمینه مؤثرند. همچنین ترس از دست دادن قدرت، موقعیت و امنیت شغلی در اثر به اشتراکگذاری دانش نیز، موجب تمایل به احتکار دانش میشود. ویژگیهای فردی مانند خساست، منفعتطلبی، فرصتطلبی و محافظهکاری نیز میتوانند بر میزان تمایل افراد به احتکار دانش ارزشمند خود، تأثیر داشته باشند. علاوهبراین، نبود تعامل مؤثر، تفاوت گرایشهای فکری بین نسلهای مختلف کارکنان در محیط کار، ضعف در مهارتهای ارتباطی، عدم تمایل به پرسش نادانستهها توسط کارکنان و تفاوت سطح دانش گیرنده و دارندۀ دانش، یکی دیگر از عوامل بروز رفتارهای احتکار دانش است.ب) عوامل ساختاری شامل عوامل شغلی، مدیریتی و زیرساختی است. عوامل شغلی همچون مشغلۀ کاری بیش از حد، تنش و استرس شغلی و سرخوردگی و نارضایتی شغلی، زمینهساز گرایش فرد به احتکار دانش میشوند. افزونبراین، عوامل مدیریتی همچون سبک دستوری و غیرحمایتی، بیتوجهی مدیران به تشویق افراد برای اشتراکگذاری دانش و تلاش ناکافی مدیران برای ایجاد شرایط زمینهساز تسهیم دانش در میان کارکنان نیز در این زمینه مؤثرند. عوامل زیرساختی مانند ضعف در قوانین موجود در خصوص اشتراک دانش و فقدان زیرساخت فنی و سامانهای برای ثبت و اشتراک دانش نیز، بر بروز این رفتار مؤثرند.ج) عوامل زمینهای شامل فرهنگ سازمانی، عوامل اجتماعی و عوامل اقتصادی است. وجود فرهنگ سازمانی رقابتمحور و فردگرایی که در آن اعتماد میانفردی و هنجار تسهیم دانش ضعیف است زمینهساز گرایش افراد به احتکار دانش خواهد بود. تأثیر فرهنگ اجتماعی، ترجیح منافع فردی به منافع سازمانی و ملی، رواج ارزشهای مادیگرایانه در جامعه، شرایط نامناسب بازارکار و نیازهای اقتصادی باعث میشوند که افراد تمایل پیدا کنند تا از دانش بهعنوان منبع قدرت، موقعیت و منافع خود بهره جویند و آن را نزد خود احتکار کنند.نتیجهگیری: پیامدهای فردی و سازمانی گوناگون ناشی از گرایش کارکنان، بهویژه خبرگان فنی برخوردار از دانش ارزشمند و کمیاب به احتکار دانش خود باعث میشود که تلاش برای مدیریت عارضۀ رفتاری، بهعنوان ضرورتی حیاتی مورد توجه مدیران و سازمانها قرار گیرد. به این منظور نیاز است عوامل مؤثر بر بروز این گرایشهای رفتاری شناخته شوند و راهکارهایی متناسب با آنها به کار گرفته شوند. یافتههای این پژوهش دانش ارزشمندی در این زمینه فراهم ساخته است. شناخت این عوامل میتواند زمینهساز مدیریت مؤثر این عارضه رفتاری در سازمانهای فناوریمحوری همچون جامعه هدف این مطالعه شود.