ساختیابی برنامة توسعه در ایران عصر پهلوی
نویسندگان
1 دانشیار پژوهشکده علوم اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
2 دانش آموخته دکتری تاریخ و پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.30465/sehs.2023.43690.1870چکیده
تجربة ایرانیان در دوران معاصر با مفهوم توسعه پیوند خورده است. این مفهوم که در قرن بیستم رواج یافت، تاثیر زیادی بر ساختارها، فرایندها و رویکردهای اندیشهای بهجای گذاشته است. در ایران نیز با روی کار آمدن حکومت پهلوی، مفهوم توسعه مبتنی بر الگوهای نظری مختلف، در جهت گذار ایران از جامعة سنتی به جامعة صنعتی به کار گرفته شد. اما علیرغم اجرای 5 برنامة توسعه، جامعة عصر پهلوی دچار بحرانها، گسستها و شکافهای عظیمی شد که نتیجة آن در انقلاب سال 1357 نمود یافته است. ازاینرو، پژوهش حاضر بهدنبال پاسخ به چگونگی ساختیابی برنامههای توسعة اجراشده در ایران عصر پهلوی و کارکرد آن در روند توسعة ایران است. این پژوهش با رویکرد جامعهشناسی تاریخی صورت خواهد گرفت. به این معنا هم به بستر تاریخی رویدادها و هم به ساختارها و فرایندهایی که بر اساس الگوی نظری توسعه شکل گرفته است، توجه خواهد شد. علاوه بر آن به تعامل دوسویة کنشگر-ساختار در این صورتبندی خواهیم پرداخت. مطالعة حاضر بر آن است که برنامههای توسعه پیش از انقلاب، بهدلیل تضادهای موجود در سطح نظری و کنشگران نتوانست به ساخت منسجم دست پیدا کند و در بستر تاریخی نیز امکان ساختیابی گفتمان توسعه و تثبیت معنایی و مفهومی آن مهیا نشد.