فهم و بازتاب پدیدۀ استعفای خاموش از دیدگاه نسل زِد بهعنوان نسل نو وُرود به سازمان
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.22059/jipa.2025.386178.3611چکیده
هدف: این پژوهش بر شناخت مفهوم استعفای خاموش، بهعنوان پدیدهای نوظهور در سازمانها تمرکز دارد که اغلب به نسل کاری زِد نسبت داده میشود. انجام دادن کار در حداقلیترین حالتِ ممکن و اکتفای صِرف به انجام شرح شغل، از جمله تعاریف اولیهای است که برای این مفهوم ارائه شده است. هدف پژوهش حاضر، فهم این پدیده از دیدگاه کارکنان نسلِ زد و بازتاب این فهم بود. روش: با قرار دادن دو معیار سن و سابقۀ کار، ۱۵ نفر از کارکنان شاغل در یکی از سازمانهای دولتی در صنعت فناوری اطلاعات در شهر تهران برای انجام مصاحبه در قالب گروههای کانونی انتخاب شدند. تحلیل دادهها بهروش تحلیل تم بازتابی انجام شد. ذهنانگاری و بازتابندگی پژوهشگر، امکان تولید تمهایی برای روایت داستان، فراهم آوردن مبنایی برای تولید تمهای مکنون در کنار تمهای معناشناختی و نیز بافتمندی و موقعیتمندی روایت، بهعنوان خردمایههایی در توجیه مناسب بودن این روش شرح داده شد. دادهها در شش گام و با بهرهگیری از ابزارهایی مانند نگاشت تماتیک و یادداشتنگاری بازتابی تحلیل شدند. یافتهها: سه تم اصلیِ «استعفای خاموش صدای واضحی دارد»، «استعفای خاموش، پارادوکسی کارآمد است» و «استعفای خاموش، تلاش برای هماهنگی زندگی ـ کار است»، تمهایی بودند که مفهوم پدیدۀ استعفای خاموش را از دیدگاه نسل زد تشکیل دادند. تم اول با دو تم فرعی «صدای اعتراض است» و «سپر دفاعی است» تعریف شد. سه تم فرعی «همیشه خودخواهانه نیست»، «به نظر منفی میرسد؛ میتواند ماهیت مثبت داشته باشد» و «سوءبرداشت نسلی است»، نیز تم دوم را تشکیل داد. نتیجهگیری: سهمیاری پژوهش حاضر در دو حیطه بود. نخست، تلاش شد تا خلأ موجود در این حوزۀ پژوهشی نوظهور، بهویژه در پژوهشهای داخلی کاهش یابد. دومین سهمیاری پژوهش، فهم پدیدۀ استعفای خاموش از دیدگاه کارکنان نسل زِد، بهعنوان متأثرترین نسل از این پدیده بود. نسل زِد از پدیدۀ استعفای خاموش برای ابرازِ چیزی استفاده میکرد و این در واقع واکنش آنها به ناخوشایندی بود. این واکنش گاهی جنس اعتراض داشت و گاهی برای دفاع از خود به کار گرفته میشد. تمِ «استعفای خاموش صدای واضحی دارد»، بیانگر این گونه واکنش است. تم «استعفای خاموش، پارادوکسی کارآمد است»، دیدگاه خاصِ نسلِ زد، مبنی بر لزوم تعریف کارآمدی از دیدگاه آنان را نشان میداد. آنها بیشتر ویژگیهایی را که نسلهای دیگر کاری به آنها نسبت میدادند، میپذیرفتند، با این تفاوت که این ویژگیها را لزوماً در تعارض با کارآمدی نمیدانستند. خاستگاه اعتقاد آنان به این کارآمدی، در سه حوزۀ خاص چشمگیر بود. اولی «خودِ افراد» بود که قصد و نیت آنان را برای رفتارهای استعفای خاموش لزوماً منفی نمیدانستند. دومین خاستگاه «خودِ پدیده» بود که آن را لزوماً ناکارآمد نمیدانستند. سومین خاستگاه «افرادِ دیگر» یعنی از دید نسلِ زد، افراد متعلق به دیگر نسلهایی بودند که کارآمدی را تعریف میکردند و برای آن شاخصهای رفتاری میگذاشتند که لزوماً با رفتارهای آنان یکسان نبود. در نهایت، تم «استعفای خاموش، تلاش برای هماهنگی زندگی ـ کار است»، نشان میداد که نسل زِد با ارجح دانستن زندگی بر کار، استعفای خاموش را تلاشی برای حفظ کلیت زندگی خود و در عین حال زیرمجموعههای آن میشمارد.