واکاوی علل شکست ارزشیابی اجرای خطمشیهای زیربنایی در ایران (حیطه پژوهش: خطمشیهای توسعۀ صنعتی)
نویسندگان
1 دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
4 استاد، گروه رهبری و سرمایه انسانی، دانشکدۀ حکمرانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jipa.2024.373914.3489چکیده
هدف: مطابق شواهد تجربی و مطالعات مختلف، ارزشیابی اجرای خطمشیهای زیربنایی در ایران، در چند دهۀ اخیر نتوانسته است به اهداف ارزشیابی منتهی شود که همانا ارائۀ بازخورد مناسب به مسئولان امر، افزایش انباشتۀ تجربه و یادگیری، ارائۀ پیشنهادهای اصلاحی در خطمشیها یا فرایند اجرای آنها، ترمیم و تکمیل این خطمشیها یا رفع موانع محیطی در ارتباط با اجرای این خطمشیها است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالشهایی اجرا شده که به چنین اشکالاتی منجر شده است و در پی پاسخ به چرایی مؤثر نبودن ارزشیابیهای مزبور (شکست ارزشیابی) با تمرکز بر خطمشیهای توسعۀ صنعتی است. روش: پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق کیفی و تحلیل مضمون انجام شده است. در این پژوهش با ۴۸ نفر از خبرگانی مصاحبه شد که با حوزۀ ارزشیابی خطمشی آشنا بودند و در سازمانهای نظارتی (ارزشیاب)، دانشگاهها و پژوهشکدهها، دستگاههای اجرایی و سازمانهای خطمشیگذار در حوزۀ ارزشیابی فعالیت میکردند. این افراد به روش هدفمند و نمونهبرداری گلولۀ برفی انتخاب شدند. دادههای حاصل از مصاحبه با خبرگان، بهکمک روش تحلیل تم، تجزیهوتحلیل و به استخراج ۵۶۴ کد از این مصاحبهها منتهی شد. یافتهها: یافتههای حاصل از تحلیل مضمون دادههای پژوهش نشان داد که بهطورکلی، پنج ابرچالش کلان (مضمون فراگیر اصلی) در نظام ارزشیابی ایران وجود دارد که به شکست ارزشیابی اجرایی خطمشیهای زیربنایی منجر شده است. از این پنج ابرچالش، دو چالش «ایجاد بستر نهادی لازم برای ارزشیابی مؤثر» و «حکمرانی ضعیف ساماندهی نظام ارزشیابی»، در سطح ملی و کلان کشور نمود دارد که رفع آنها، به اقدامهای اصلاحی در سطح کلان نیاز دارد. سه ابرچالش دیگر، یعنی «چالش مربوط به روشها و فرایندهای ارزشیابی»، چالش اختصاصی مرتبط با «ویژگیهای سازمانی» و چالش مربوط به «ارائۀ نتایج ارزشیابی»، در سطح سازمانی نمود یافته و در آن سطح نیز رفع میشود. همچنین، از مجموع ۱۳۶ عامل (مضمون پایه) ۱۷ چالش کلان فرعی (مضمون فراگیر فرعی) و ۴۸ چالش جزئیتر (مضمون سازماندهنده) نیز در زیرمجموعۀ هر یک از این ابرچالشها بهدست آمد که هر یک عاملی بسیار مهم برای شکست اجرای ارزشیابی خطمشیهای زیربنایی در ایران به حساب میآید. نتیجهگیری: مطابق یافتههای پژوهش، برای ارزشیابی اجرای خطمشیهای زیربنایی در ایران چالشهای متعددی وجود دارد که به شکست ارزشیابی اجرای خطمشیهای زیربنایی کشور منجر شده است؛ بهنحوی که ارزشیابیهای انجام شده به لحاظ کمّی، محدود است و برخی از آنها، متناقض، مبهم، کلی، بیاستفاده و دور از دسترس خطمشیگذاران قرار دارد. تنها با رفع چالشهای موجود میتوان به موفقیت ارزشیابی اجرای خطمشیها در تحقق اهداف اصلی خود در درسآموزی، عبرتگیری، درک درست از اصلاحات لازم در اجرا و محتوای خطمشیهای مصوب امیدوار بود. مطابق نتایج پژوهش، پیشنهاد میشود که برای رفع این چالشها، ضمن بازبینی و اصلاح قوانین و مقررات حوزۀ ارزشیابی، بهبود فرهنگ ارزشیابی و پرورش نیروهای متخصص ارزشیابی در کشور و امکانپذیر کردن ایجاد مؤسسههای خصوصی و مردمنهاد ارزشیابی و بازمهندسی ساختار و بافتار سازمانهای ارزشیاب متناسب با ویژگیهای لازم، روی روشها و فرایندهای بومی ارزشیابی، نظامهای آماری مناسب برای ارزشیابی و انتشار بهموقع و آزادی در نشر نتایج ارزشیابی تأکید و اقدام شود.