بررسی سطوح هستیشناختی و شناسایی شاخصهای توسعۀ رهبری با تأکید بر نظریۀ رهبری مبتنیبر وجود
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت دولتی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی قم، دانشگاه تهران، قم، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی قم، دانشگاه تهران، قم، ایران.
doi
10.22059/jipa.2024.381801.3566چکیده
هدف: در محیط تجاری جهانیشده امروزی، شرکتها با طیف وسیعی از ذینفعان، از جمله تأمینکنندگان، مشتریان، تنظیمکنندههای دولتی و صنعتی یا کارمندانی از پیشینههای مختلف چندفرهنگی، قومی و مذهبی تعامل دارند. این چالش بزرگی است؛ زیرا تعالی عملکرد آنها، به توانایی شرکت برای هدایت رفتار کارکنان بهسمت اهداف جمعی بستگی دارد. اغلب، مزیت رقابتی یک شرکت بستگی دارد به اینکه چقدر در مشاهده و تفسیر بافت پویای جامعهای که در آن فعالیت میکند، موفق باشد، چگونه به آن معنا ببخشد و چگونه راههایی را برای ترکیب درک خود از این جامعهای بیابد که در آن فعالیت میکند. این چالشها شرکتها/ سازمانها را مجبور کرده است که بهدنبال رهبرانی باشند که توانایی تأثیرگذاری بر افراد متفاوت از خودشان را بهروشهای متعدد و مرکب داشته باشند و از آنها میخواهد برای موفقیت سازمانهایشان از جهانبینیهای فرهنگی متنوع استقبال کنند. چنین رهبرانی میتوانند هزینهها و نگرانیهایی از جمله مشکلات ارتباطی، تعارضات بین فردی و درون سازمانی و جابهجایی را کاهش دهند. درواقع سازمانها به رهبرانی نیاز دارند تا نیازهای ذینفعان مختلف را با تمرکز متوازن بر سود اقتصادی، تأثیر اجتماعی (از جمله کارکنان) و پایداری محیطی ادغام کنند. این منعکسکنندۀ توافق کلی برای ظهور مدیران و رهبرانی است تا سازمانهای خود را به روشهایی هدایت کنند که تأثیر آنها بر زمین، جامعه و سلامت اقتصادهای محلی و جهانی را در نظر بگیرند. نظریۀ رهبری مبتنیبر وجود (TBCL) تحت این نیاز توسعه یافت. این مقاله با تأکید بر نظریۀ رهبری مبتنیبر وجود، به شناسایی شاخصهای توسعۀ رهبری در هر یک از پنج سطح وجود میپردازد. پنج سطح وجود بهعنوان زمینهای برای رهبری مؤثر استفاده میشود که بهترتیب از پایینترین سطح به بالاترین سطح عبارتاند از: ۵. دنیای فیزیکی؛ ۴. دنیای تصاویر و تخیل؛ ۳. مرتبه آگاهی از نفس؛ ۲. سطح روح؛ ۱. سطح غیر دوگانه. بر این اساس، ابتدا بررسی کردیم که چگونه هر یک از سطوح پنجگانۀ هستی، وسیلهای برای پیشبرد تئوری و عمل رهبری فراهم میکند. دوم، با درنظر گرفتن تئوریهای رهبری مختص هر سطح، نشان دادیم این سبکهای رهبری شامل چه شاخصهایی بوده است. روش: روش اجرای تحقیق کیفی است و ماهیت اکتشافی دارد که روش اصلی آن، بر کدگذاری بهروش تحلیل مضمون مبتنی بوده است. جامعۀ آماری پژوهش، مجموعه مقالهها و پژوهشهای مرتبط با رهبری مبتنیبر وجود بوده است که در پایگاههای دادۀ معتبر خارجی مثل، اسکوپوس، گوگل اسکالر، وب آو ساینس و همچنین پایگاههای دادۀ داخلی چون نورمگز، پرتال جامع علوم انسانی، مگایران، گنج ایرانداک و پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)، از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ منتشر شده است. جستوجو در این پایگاههای دادۀ خارجی بر اساس کلیدواژههای Spiritual leadership، Leader، Spiritual و being-centered leadership انجام شد. با توجه به جدید بودن رهبری مبتنیبر وجود، منابع در این زمینه بسیار محدود است. از طرفی، صاحبنظر اصلی در این زمینه، به دکتر فرای برمیگردد و تمام مقالههای نوشتهشده در این زمینه، حاصل تلاش دکتر فرای و همکارانش بوده است. برای بخش نظریههای هر سطح رهبری مبتنیبر وجود نیز، تلاش شد از کتب اصلی حوزۀ نظریه سازمان و مدیریت و مقالههای مرتبط در این زمینه استفاده شود. بههمین دلیل، تنها ۱۷ منبع (مقاله، کتاب و رساله) بهعنوان نمونه برای کدگذاری و استخراج شاخصهای رهبری مبتنیبر وجود انتخاب شد. بر این اساس، ابتدا با بررسی ادبیات تحقیق و مطالعۀ مقالهها و منابع مرتبط با رهبری مبتنیبر وجود، شاخصهای محدودی از رهبری مبتنیبر وجود، بر مبنای سطوح پنجگانۀ رهبری یافت شد؛ سپس کدگذاری شاخصهای کلیدی رهبری در هر سطح، در سه طبقه انجام گرفت. یافتهها: کدگذاری و تحلیل مضامین شاخصهای توسعۀ رهبری مبتنیبر وجود در پنج سطح، به کشف ۱۵۹ مضمون پایه، ۳۷ مضمون سازماندهنده و ۱۷ مضمون فراگیر منتهی شد. یافتههای این پژوهش، مبنیبر شناخت شاخصهای توسعۀ رهبری با توجه به رفتار و عمل یک رهبر، میتواند به درک و آگاهی جایگاه رهبران سازمانی در پنج سطح وجود کمک کند. نتیجهگیری: رهبری مؤثر بلندمدت وجود، نهتنها بر سطح وجود رهبر فردی استوار است، بلکه یک فرایند اجتماعی مداوم است که همۀ ذینفعان مرتبط را درگیر میکند و افراد را قادر میسازد تا به روشهای عمیقتر و معنادارتر با هم کار کنند. رهبری از این منظر شامل ایجاد ظرفیت برای سازگاری فردی و جمعی بهتر در طیف گستردهای از موقعیتهاست. در این دیدگاه، رهبری شامل توسعۀ شایستگی بینفردی برای ایجاد اعتماد، احترام و در نهایت تعهد و عملکرد سازمانی است. بنابراین، رهبری مبتنیبر وجود، نهتنها به ویژگیهای رهبری مؤثر، بلکه به چگونگی سیر تکامل رهبر در زمینههای بسیار ظریف نیز توجه دارد.