تحلیل سازه‌انگارانه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات سیاسی یمن

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

doi
چکیده

بی­گمان جمهوری اسلامی ایران یکی از قدرت‌های عمده و تأثیرگذار در تحولات منطقه خاورمیانه به شمار می­رود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از مهمترین حوزه­های نفوذ و تاثیرگذاری سیاست­خارجی جمهوری اسلامی ایران، کشور یمن بوده است. اگرچه انقلاب اسلامی، جرقه الگوگیری و بیداری اسلامی را در میان شیعیان یمن و از آن جمله زیدی­ها و جنبش­ حوثی­­های این کشور ایجاد نمود، با این حال پس از اوج­گیری خیزش مردمی یمن پس از سال 2011 میلادی این بیداری بیش از پیش تقویت گردید. شکل­گیری یک حکومت مردمی که خواسته اصلی انقلابیون یمن است، می­تواند منافع تهران را تقویت کند. از این­رو، عربستان سعودی به عنوان رقیب اصلی ایران ‌در منطقه، همواره سعی نموده است تا موازنه قدرت را در منطقه به ضرر ایران و به سود خود حفظ نماید و حمله این کشور به یمن و سعی در ایجاد یک اتحاد عربی و همچنین به راه انداختن تبلیغات رسانه­ای علیه ایران، درواقع ریشه در اوج‌گیری قدرت ایران در منطقه دارد. بر این پایه، پرسش اصلی پژوهش پیش­رو این است که جمهوری اسلامی ایراندر قبال تحولات سیاسی یمن چه رویکردی را در سیاست­خارجی خود اتخاذ کرده است؟ یافته­های پژوهش حاکی از آن است که جمهوری اسلامی ایران بر پایه گفتمان انقلاب اسلامی، با تقویت حس انقلابی و حمایت معنوی و سیاسی از جنبش شیعیان در یمن تلاش کرده است تا با استقرار حکومتی شیعی و هم­پیمان در این کشور، قلمروی نفوذ و قدرت منطقه­ای خود در غرب آسیا را وسعت بخشد و از گسترۀ نفوذ و بازیگری عربستان در سطح منطقه بکاهد. روش پژوهش کیفی از نوع تبیینی- علّی و روش تحلیل داده ها بر پایه بهره­گیری از منابع کتابخانه­ای صورت گرفته است.