ارائه چارچوبی از عوامل مؤثر بر اجرای خطمشیهای حوزۀ حفاظت و بهرهبرداری از جنگلهای شمال کشور
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
4 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jipa.2024.371150.3460چکیده
هدف: در حقوق ایران، حفاظت از محیط زیست وظیفه عمومی بهشمار میرود و ماهیت فرابخشی و چندبُعدی امر حفاظت از محیط زیست نیز، عمومی بودن این وظیفه را نشان میدهد؛ بنابراین وظیفه حفاظت از محیط زیست، الزاماً نباید مختص سازمان واحدی باشد و ایفای بهتر این وظیفه اساسی، سازوکارهای حقوقی و اداری مشخصی را برای تعیین وظایف هر یک از نهادهای مختلف در این زمینه ایجاب میکند. در ایران، تصمیمگیری در خصوص مدیریت جنگل برعهدۀ دولت که بر راهحلهای فنی و تصمیمگیری از بالا به پایین تأکید دارد و تجارب ذینفع را نادیده میگیرد. اکنون، روند جهانی مدیریت جنگل، درک گستردهتری از شکستها را در اتخاذ استراتژیها نشان میدهد که بر مدیریت مشارکتی با اهداف متعدد تأکید دارند. اجرا مرحله مهمی از سه مرحله تدوین، اجرا و ارزیابی خطمشی عمومی است که در آن، هدف خطمشیگذاران نمود پیدا میکند. از سوی دیگر، محیط زیست و حفاظت از آن، موضوعی است که در دهههای اخیر بسیار به آن توجه شده است. بر اساس آنچه بیان شد، هدف اصلی این پژوهش، ارائه چارچوبی از عوامل مؤثر بر اجرای خطمشیهای حوزۀ حفاظت و بهرهبرداری از جنگلهای شمال کشور بوده است. روش: روش این پژوهش، آمیخته بوده است. در بخش کیفی، کدها با استفاده از روش کیفی تجزیهوتحلیل مضمون به الگو تبدیل شدند. در بخش کمّی پژوهش نیز، برای بررسی اهمیت هر شاخص و رتبهبندی آنها، از مدل تحلیل عملکرد ـ اهمیت (IPA) استفاده شد. نمونهگیری هدفمند و بهروش متوالی یا متواتر بود. در بخش کیفی، ۱۴ خبره در پژوهش حضور داشتند و پس از مصاحبه با نفر ۱۲ از خبرگان اشباع نظری حاصل شد. حجم نمونه در بخش کمّی با استفاده از مدل تحلیل عملکرد ـ اهمیت، ۱۶ نفر بود. یافتهها: با مطالعه دادهها واطلاعات استخراج شده، در نهایت، ۴۷۳ کد باز (مفهوم اولیه)، ۳۹۰ مضمون پایه، ۵۶ مضمون سازماندهنده و ۱۰ مضمون فراگیر شناسایی شد. مضامین فراگیر شناساییشده برای اجرای خطمشیهای حوزۀ محیط زیست عبارتاند از: مسئولیتپذیری زیستمحیطی، مدیریت علمی جنگل، مدیریت منابع سازمانی، اولویت قرار گرفتن مسائل زیستمحیطی، ارتقای کیفیت خطمشیگذاری زیستمحیطی، هماهنگی بین دستگاههای اجرایی و تقنینی، توسعۀ بوممحور، طراحی بستۀ ابزاری، بوروکراتهای سطح خیابان و مشارکت شهروندان. نتایج بخش کمّی با رویکرد اهمیت ـ عملکرد نشان داد که مؤلفههای بوروکراتهای سطح خیابان، مشارکت شهروندان، طراحی بستۀ ابزاری، توسعۀ بوممحور و حل مسئله، مؤلفههای اصلی هستند که باید در خطمشیگذاری و اجرا به آنها توجه شود. نتیجهگیری: اجرای خطمشی به اقدام هماهنگ ذینفعان در مقیاسهای مکانی و زمانی، از طریق آرایش شبکهای از سطوح دولتی، مؤسسههای تحقیقاتی، سازمانهای بهرهبردار و...، چارچوبهای قانونی مؤثر و ترتیبات نهادی خاص نیاز دارد. راهبرد همکاریجویانه، بهدلیل مشارکتدادن تمام ذینفعان و کنشگران مرتبط با مسئله، راهبرد موفقی است. این راهبرد همکاریجویانه را میتوان در حکمرانی جنگل جستوجو کرد.