ملاحظات ایجاد یک نهاد سیاستگذاری رفتاری و تلنگری در ساختار اجرایی کشور
نویسندگان
1 دانشیار، گروه رهبری و سرمایه انسانی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، پردیس کیش، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jipa.2024.379011.3534چکیده
هدف: این مقاله با توجه به تأثیر رو به رشد کاربرد بینشهای رفتاری بر سیاست عمومی، ضمن بررسی تجربۀ کشورهای متقدم و متأخر در حوزۀ استقرار تیمهای بینش رفتاری در ساختار حکمرانی خود، به بررسی امکان و نحوۀ ساخت و سازماندهی تیمهای بینش رفتاری در ساختار اجرایی و تصمیمگیری کشور پرداخته است. مطالعات نشان میدهد که از رویکرد رفتاری به سیاست و خطمشیگذاری رفتاری در کشور، دستکم در بُعد پژوهش یا توصیههای سیاستی، کمابیش استقبال شده است. در این پژوهش تلاش شده است تا با مرور ادبیات نظری و بر اساس نتایج مطالعات میدانی، موضوع امکان تشکیل و استقرار یک نهاد سیاستگذاری بینش رفتاری در ساختار خطمشیگذاری و همچنین، ملاحظات مرتبط در خصوص نحوۀ تشکیل آن در ساختار اجرایی کشور، به بحث گذاشته شود.روش: این مطالعه در قالب یک پژوهش کیفی و با روش تحلیل تم یا مضمون صورت گرفته است. جامعة مدنظر، بهمنظور دستیابی به هدف پژوهش، اعضای هیئت علمی دانشگاهها، مدیران دستگاههای اجرایی، خبرگان و متخصصان اجرایی در عرصة سیاستگذاری رفتاری است. روش نمونهگیری پژوهش حاضر از نوع نمونهگیری با روش گلولة برفی است. با توجه به استراتژی پژوهش، نمونهگیری به شیوة نظری و با بهرهگیری از تکنیک هدفمند انجام شده است. در این پژوهش با ۱۴نفر از اعضای هئیت علمی دانشگاهها، مدیران دستگاههای اجرایی و خبرگان و متخصصان اجرایی در عرصۀ سیاستگذاری رفتاری مصاحبه شده است.یافتهها: در بخش نظری تجربۀ کشورهایی که تیمهای بینش رفتاری دارند، در قالب سه حوزۀ اهداف و وظایف حوزههای عملیات، ساختار نهادی و تشکیلاتی و در نهایت، ساختار قانونی و حقوقی آورده شده است. بر اساس مصاحبههای انجام شده با خبرگان، ۲۹۴مضمون پایه شناسایی شد. این مضامین در قالب ۸ مضمون سازماندهندۀ ساختاری، قانونی، حقوقی، رفتار جامعۀ ایرانی، رفتار مدیران دولتی ایرانی، اخلاق بوروکراسی و پذیرش تئوریک سازماندهی شد. مضامین سازماندهنده با نظر خبرگان در قالب سه مضمون فراگیر شامل ملاحظات نهادی، ملاحظات فلسفی و ملاحظات رفتاری تقسیمبندی شد. در عین حال، بر اساس نظر خبرگان، مهمترین گزارههای موافقت و مخالفت در خصوص استقرار تیمهای بینش رفتاری در ساختار هدایت رفتاری کشور، در چهار حوزه قرار گرفت.نتیجهگیری: نتایج مطالعات این پژوهش توصیه میکند که برای استقرار نظامهای مدیریت رفتاری، سه ملاحظۀ نهادی، فلسفی و رفتاری در کانون توجه قرار گیرد. در حوزۀ ملاحظات نهادی، پیشنهاد شده است که خاستگاه نهادی و اجرایی این تیمها در خارج از بدنۀ حاکمیت اداری قرار گیرند و پس از فرایندهای همسوسازی، ارزیابی، آگاهسازی و تجویزهای رفتاری غیرالزامآور، در خصوص توسعه و نفوذ نهادی آنها اندیشیده شود. در حوزۀ ملاحظات رفتاری، خطمشیگذار رفتاری باید دانش خود را در دو حوزۀ ابعاد رفتار جامعۀ ایرانی و ابعاد رفتاری مدیران دولتی ایرانی تکمیل کند. به همین جهت پیشبینی میشود که کارگزاران نیمهبوروکرات ایرانی، علاقهای به مداخلات رفتاری عمیق و متوسط نداشته باشند؛ بر همین اساس توصیه میشود که سطح مداخلههای رفتاری از جنس تلنگر، در ابتدا ناظر به اصلاح رفتار روبنایی در جامعۀ ایرانی باشد. در حوزۀ ملاحظات فلسفی به نظر میرسد که جامعۀ ایرانی به عقلانیت ایدئولوژیک، بهجای عقلانیت تکنوکراتیک گرایش داشته باشند و نمیتوان انتظار داشت که جامعۀ ایرانی احساس آزادی ایجاد شده بر اساس قابلیتهای معماری انتخاب را بهعنوان جایگزین خود آزادی بپذیرند و همانند کشورهای غربی از آن استقبال کنند؛ بدیهی است طراحی نسخهای جدید از مداخلات رفتاری با روایت ایرانی ضرورت دارد.