مطالعه تطبیقی چهار مؤلفه مدرنیزاسیون،طبقات انقلابی، توسعه اقتصادی و خشونت در انقلاب اسلامی ایران و انقلاب 2011 مصر

نویسندگان

1 استادیار گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی ایلام، ایلام، ایران

2 استادیار گروه آموزش تاریخ دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
چکیده

هدف پژوهش حاضر مطالعه تطبیقی مؤلفه های مدرنیزاسیون، طبقات انقلابی، ارتباط توسعه اقتصادی و اجتماعی با توسعه سیاسی ، خشونت و سرکوب در دو انقلاب اسلامی ایران(1357) و انقلاب مصر(2011) براساس نظریه توسعه نامتوازن هانتینگتون می باشد. نگارنده در تحقیق حاضر که از روش تحلیل تاریخی- تطبیقی بهره گرفته است، می‌کوشد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که نظریه توسعه نامتوازن تا چه اندازه قابلیت تبیین علی و انطباق با این دو انقلاب دارد ؟یافته های تحقیق حاکی از آن است که مدرنیزاسیون و سکولاریسم در ایران و مصر سرنوشتی متفاوت پیدا کرده، بدین صورت که در مصر عمدتا" ماهیتی دولتی به خود گرفته اما در ایران عصر پهلوی، دین و دولت به عنوان دو عنصر مجزا ولی موازی قلمداد می شد. در مصر نه توسعه اقتصادی و نه رشد اقتصادی اتفاق افتاد در حالی که در ایران اواخر عصر پهلوی رشد اقتصادی اتفاق افتاد اما منجر به توسعه اقتصادی نشده است.در ایران محوریت طبقات انقلابی برعهده روحانیت شیعی بود اما در مصر مردم ارتباط چندانی با روحانیت اهل سنت برقرار نکرده و محوریت انقلاب 2011 جوانان بوده است. در مصر خشونت افراطی نظام سلفی در جهت اجبار مردم به همراهی با انقلاب به وفور رخ داده در حالی که در ایران خشونت دولتی بر ضد مردم وجود داشته است.به طور کلی اگرچه نظریه توسعه نامتوازن در مورد بعضی از جنبه های شکلی انقلاب 1357 ایران و 2011 مصر کارایی دارد اما فاقد توانایی در تبیین زوایای درونی و محتوایی این دو انقلاب است.