تطور تاریخی تفسیر نوروز تا پایان دوره صفویه
نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری تاریخ، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.30465/sehs.2022.43105.1857چکیده
تبارشناسی تفسیر نوروزنامههای عهد صفوی از نوروز گرانیگاه نوشتار حاضر است. منظور از تفسیر از نوروز آن که در متون تاریخی و ادبی، دوره های مختلف تا پایان روزگار صفویان، به تناسب گفتمان غالب، نوروز مقارن با روزهایی بزرگ فرض شده که به زعم نگارندگان این متون، بر دیروز و امروز و فردای ساکنان ایران زمین اثر گذاشته یا خواهد گذارد. شواهد این سخن در رسالهای از عهد ساسانی، آثارالباقیه بیرونی و روایات مندرج در چند نوروزنامه روزگار صفوی آمده است. علاوه بر متون یاد شده، با توجه به گستره جغرافیایی فرهنگ نوروز، چند نوروزنامه تالیف شده در فرارودان نیز بررسی شد و تفاوت نگاه غالب از منظر جغرافیایی نیز آشکارشد. تفاوت تفسیر از نوروز در نوروزنامههای دوره صفویه، با تفسیر از نوروز در نوروزنامههای موجود در دیگر حوزه فرهنگی نوروز یعنی فرارودان، وجود گونهای ایرانی از نوروزنامه را گواهی میدهد. در چارچوب گفتار بالا، با روش توصیفی - تحلیلی و با رویکردی مقایسهای، تبارشناسی، سه تفسیر متفاوت از نوروز، از حیث تصور تقارن با روزهای بزرگ تاریخی مقایسه شدهاست.