طراحی مدل اجرای خطمشی بانکداری دیجیتال مبتنی بر بهکارگیری کلاندادهها در بانکهای دولتی ایران
نویسندگان
1 استاد، گروه رهبری و سرمایه انسانی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، پردیس بینالمللی کیش، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jipa.2024.376062.3500چکیده
هدف: این پژوهش در تلاش است تا با عنایت به فقدان الگوی اجرای خطمشی بانکداری دیجیتال، بهویژه در بانکهای ایران، ضمن بررسی ابعاد اجرای خطمشی این مدل از بانکداری، به ارائۀ الگوی اجرای هرچه بهتر این خطمشی با تأکید بر بهکارگیری ابزار فناوری کلانداده بپردازد که کمتر به آن توجه شده است و در عین حال، در دستیابی به اهداف و پیادهسازی بهینۀ بانکداری دیجیتال تأثیر بسزایی دارد. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی و پست مدرن با رویکرد استقرایی است و از استراتژی نظریه دادهبنیاد با رویکرد ظاهر شونده یا کلاسیک (گلیزری) بهره برده است. از آنجا که ارائۀ یک نظریۀ مبنایی، مستلزم گردآوری دادههای متنی ـ مصاحبهای عمیق است، بهمنظور شناسایی مفهومها، مقولهها و مؤلفههای مدل اجرای بانکداری دیجیتال با بهکارگیری فناوری کلاندادهها، مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان بانکی و حوزههای دیجیتال مالی انجام گرفت. مشارکتکنندگان ۱۸ نفر از خبرگان در دسترس صنعت بانکداری بود و نمونهگیری بهصورت قضاوتی هدفمند و تا حد اشباع نظری صورت گرفت. دادههای پژوهش با استفاده از کدگذاریهای باز، محوری و انتخابی تحلیل شد و بر اساس مقولهها و مفهومهای استخراج شده، در نهایت الگوی پژوهش بهدست آمد. یافتهها: الگوی بهدستآمده مشتمل بر ۱۶ مضمون اصلی مدیریت کلاندادههاست که عبارتاند از: حاکمیت داده (شامل: جمعآوری دادهها، پالایش دادهها، طراحی و مدلسازی داده، امنیت دادهها)، رگولاتوری دادهها، منابع متنوع کسب داده، اعتماد به تحلیل کلاندادهها، دانش موجود، اکوسیستم نظام بانکی، چابکی سازمانی، ابزارهای تحلیل کلاندادهها، تدوین سناریوها (کاربرد عملی دادهها)، ساختار اجرایی، بهبود کسبوکار بانکها، مشتریمداری، شفافیت، زیرساختهای فناورانه و فرهنگ غالب که در قالب ۶ بُعدِ الگوی ۶ سی گلیزر و یک بُعد مقوله اصلی یا محوری بهصورت مدل نهایی تحقیق نظم یافتند. با توجه به مدل استخراج شده برای مدیریت کلاندادهها، محور اصلی و ۱۵ مضمون دیگر مرکز ثقل الگو است که در دستهبندی خانواده پیوندها نمایان و ارتباط بین آنها تبیین شد. نتیجهگیری: یافتهها از بیتوجهی و بهکارنگرفتن فناوری کلاندادهها در بانکها حکایت میکند. با وجود منابع سرشار اطلاعاتی و دادهها در بانکهای دولتی، این سرمایۀ ارزشمند در حال هدر رفتن است، در صورتی که با بهرهگیری مناسب از کلاندادهها، میتوان ضمن ارتقا و بهبود بستر مشتریمداری که از اهداف اصلی بانکداری دیجیتال است، مزیت رقابتی لازم را برای بقا و حفظ جایگاه در بین بازیگران جدید و قدیم عرصۀ بانکداری ایجاد کرد و بدین ترتیب، اجرای خطمشی بانکداری دیجیتال را بهبود بخشید. الگوی بهدستآمده تلفیقی از عوامل برآمده از رویکرد فناورانه، فرهنگ سازمانی و بهرهورانه در بانکداری بانکهای دولتی، جهت بهکارگیری کلاندادههاست که برای تحقق بهتر اجرای بانکداری دیجیتال، میبایست در بانکهای دولتی کشور بر این عوامل تأکید شود. نتایج پژوهش نشان میدهد که مدیریت کلاندادهها، حاکمیت داده (شامل: جمعآوری دادهها، پالایش دادهها، طراحی و مدلسازی داده، امنیت دادهها)، رگولاتوری دادهها، منابع متنوع کسب داده، اعتماد به تحلیل کلاندادهها، دانش موجود، اکوسیستم نظام بانکی، چابکی سازمانی، ابزارهای تحلیل کلاندادهها، تدوین سناریوها (کاربرد عملی دادهها)، ساختار اجرایی، بهبود کسبوکار بانکها، مشتری مداری، شفافیت، زیرساختهای فناورانه و فرهنگ غالب، مقولهها و عواملی هستند که بانکهای دولتی کشور برای بهکارگیری کلاندادهها در ساختارهای خود، باید بهدقت آنها را بررسی و رعایت کنند.