سیاست خارجی نوین چین در منطقه غرب آسیا: مطالعه موردی جمهوری اسلامی ایرن و ترکیه
نویسندگان
1 استاد گروه روابط بینالملل، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه روابط بینالملل، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
4 دانشیار گروه روابط بینالملل، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
چکیده
تحول سیاست خارجی چین در دهه اخیر بیانگر گذار از رویکرد «پرهیز از مداخله» به کنشگری فعال و شبکهمحور در محیط پیرامونی است. منطقه غرب آسیا به دلیل جایگاه ژئوپلیتیکی، منابع انرژی و موقعیت ترانزیتی، به یکی از کانونهای راهبردی این تحول بدل شده است. پژوهش حاضر با بهرهگیری از چارچوب مفهومی «سیاست همسایگی» به تبیین سیاست خارجی نوین چین در غرب آسیا پرداخته و ایران و ترکیه را بهعنوان دو مطالعه موردی مقایسهای بررسی میکند. پرسش اصلی آن است که سیاست چین در این منطقه چگونه در قالب منطق همسایگی ژئواکونومیک قابل تبیین است و چه عواملی تفاوت الگوی تعامل چین با ایران و ترکیه را توضیح میدهد؟ یافتهها نشان میدهد چین در قالب پروژه کلان کمربند - راه ، راهبردی مبتنی بر تعمیق وابستگی اقتصادی، تنوعبخشی به مسیرهای ترانزیتی و موازنهسازی نرم در برابر نفوذ ایالات متحده آمریکا اتخاذ کرده است. در این چارچوب، ایران نقش شریک ژئوپلیتیکی در موازنه با غرب را دارد، در حالیکه ترکیه بیشتر بهمثابه گره لجستیکی و اتصالدهنده اوراسیا تعریف میشود. پژوهش نتیجه میگیرد که سیاست همسایگی چین ماهیتی عملگرایانه، شبکهمحور و غیرائتلافی دارد و مبتنی بر «موازنه ژئواکونومیک تطبیقی» عمل میکند.