موانع توسعه اقتصاد تجاری دریامحور در ایران دوره قاجاریه: نمونه بندر پیربازار

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشیار گروه تاریخ، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

3 استادیار گروه سنجش از دور، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

4 استادیار گروه زبان روسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

doi
10.30465/sehs.2022.43197.1859
چکیده

در این پژوهش درصدد است تا ضمن تمرکز بر یک نمونه معین، ابعادی از مسئله توسعه در ایران روزگار قاجاریه را واکاوی شود. بندر پیربازار، به‌مثابه موضوع محوری پژوهش، یک آبادی کوچک در شمال مرداب انزلی بود که اهمیت آن از اواخر دوره صفوی به بعد افزایش یافت. این اهمیت در مرتبه نخست، مدیون موقعیت جغرافیایی مساعد این آبادی در میانه بندر انزلی و رشت، و امکانی بود که در نبود راه زمینی مناسب، برای اتصال با دریای خزر فراهم می‌آورد. از اواخر دوره قاجاریه، رونق روزافزون تجارت دریامحور ایران و روسیه و همزمان، گشایش راه‌آهن ماورای‌قفقاز، بندر پیربازار را به یک کانون پرجنب‌وجوش تبدیل کرد. همین عوامل زمینه‌ای فراهم کرد تا بندر مذکور، در یک مقطع گذرا، روندی از توسعه را تجربه کند. پرسشی که در کانون پژوهش حاضر قرار دارد، ناظر بر واکاوی زمینه، کیفیت و موانع پیش‌روی این تجربه از توسعه است. بررسی دقیق و مستند این نمونه، می‌تواند برای رسیدن به درک ژرف‌تری از سرشت توسعه در ایران دوره قاجاریه کارآمد باشد. به این منظور، روند تاریخی ظهور پیربازار در قامت یک لنگرگاه مهم در گیلان، الگوی توسعه و افول این بندر و عوامل زمینه‌ساز این تحولات بر مبنای اسناد آرشیوی و گزارش‌های دست اول بررسی شده است. رویکرد پژوهش توصیفی-تبیینی است و روش آن، واکاوی مسئله در چهارچوب کلان زمینه تاریخی مبتنی بر شواهد تجربی و با تمرکز بر یک نمونه خُرد است. به این منظور، عوامل جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی به موازات هم و در بستر تاریخی متناسب با موضوع واکاوی شده است. نتیجه پژوهش حاکی از پیچیدگی‌ ویژه مقوله توسعه در ایران این روزگار و دشواری دستیابی به استنباط‌های تعمیمی در این زمینه است.