تجدد صنعتی یزد در عصر پهلوی، موردکاوی صنعت نساجی مدرن شهر یزد بین سال‌های 1310 تا 1342

نویسندگان

1 استادیار جامعه شناسی دانشگاه یزد، یزد، ایران

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد مردم شناسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.30465/sehs.2022.37196.1735
چکیده

از آنجا که نساجی قدمت زیادی شهر یزد دارد لذا این صنعت نه فقط با «اقتصاد و معیشت» بلکه با «هویت» این شهر نیز گره خورده است. لذا تحول صنعت نساجی سنتی به صنعت نساجی مدرن تقریباً حیات اقتصادی و اجتماعی تمام اقشار ساکن این شهر را تحت تأثیر قرار ­داد و همه گروههای اجتماعی در این فرایند صنعتی شدن بر حسب «تفسیر» خود از مزایا و معایب آن و منافع و ارز­شهای مد نظر خود نقش­آفرینی کردند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که «حاملان/بانیان» اولیه و اصلی توسعه و تثبیت صنعت نساجی مدرن یزد (بین سالهای 1310 تا 1342) چه کسانی بودند و بر اساس چه «علایق مادی و آرمانی» دست به چنین کاری زدند؟ و اصولاً نقش دولت و گروه­های مختلف اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در توسعه و تثبیت این صنعت مدرن چه بوده است؟ این تحقیق ذیل جامعه­شناسی تاریخی و برگرفته از رویکرد «برساختگرایی اجتماعی فناوری» قرار می­گیرد و روش تحقیق مورد استفاده کیفی و توصیفی- تحلیلی است. یافته­های تحقیق حاکی از آن است که هر چند دولت پهلوی و تجار «حاملان/بانیان» اولیه و اصلی ورود صنعت نساجی مدرن یزد بودند اما چگونگی توسعه و تثبیت این صنعت در یزد نتیجة شیوه تعامل یا کشمکش تمام گروه­های اجتماعی مرتبط با این صنعت از جمله افراد و خاندان­های دارای نفوذ سیاسی، شعربافان و کارگران صنعتی، روحانیان و زرتشتیان و برهمکنش «علایق مادی و آرمانی» آنهاست.