طراحی و اعتبارسنجی مدل خطمشیگذاری با رویکرد دولت باز
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
3 دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
doi
10.22059/jipa.2024.368798.3434چکیده
هدف: دولت باز پدیدۀ جدیدی است که در سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است. دولت باز در آینده نقش مهمی ایفا خواهد کرد تا مدیریت بازتر و پاسخگوتر شود، هزینهها را کاهش و کارایی را افزایش دهد، سیستم اقتصادی را تقویت و بیتعادلیهای اجتماعی را برابر کند. دولت باز شفافیت و مشارکت را ترویج میکند تا امکان نظارت مؤثر را فراهم آورد. افشای کامل، فوری و گستردۀ دادههای عمومی، به دولتی پاسخگو و شفاف منجر میشود. این پژوهش بهمنظور ارتقای اثربخشی نظام خطمشیگذاری در کشور اجرا شده است. در این پژوهش بیان میشود که پیادهسازی دولت باز در کشور ضروری است و کلیه سازمانهای دولتی و خصوصی، میتوانند از پیامدهای دولت باز بهرهمند شوند. هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی و اعتبارسنجی مدل خطمشیگذاری با رویکرد دولت باز، در آموزش عالی است. روش: روش پژوهش توصیفی ـ پیمایشی است. پژوهش با روش کیفی و کمی انجام شده است. در بخش کیفی، ۱۰ نفر از کارشناسان مدیریت دولتی دانشگاه سیستان و بلوچستان با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری پژوهش در بخش کمی، اعضای هیئت علمی و کارمندان اداری دانشگاه سیستان و بلوچستان بودند. بهکمک فرمول کوکران، حجم نمونه ۲۷۹ نفر تعیین شد و نمونهها با روش نمونهگیری طبقهای تصادفی نسبی انتخاب شدند. پس از بررسی مبانی نظری، ابعاد و مؤلفههای دولت باز و پیشایندها و پیامدهای آن شناسایی شدند و الگوی پژوهش طراحی شد. برای اعتبارسنجی الگوی پژوهش، از پرسشنامه طراحی شده در قالب مقیاس لیکرت استفاده شد. دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، مبتنی بر رویکرد حداقل مربعات جزئی و بهکمک نرمافزار اسمارت پیالاس تجزیهوتحلیل شدند. یافتهها: براساس یافتههای پژوهش، پیشایندهای دولت باز در آموزش عالی عبارتاند از: عوامل ساختاری (فناوری اطلاعات، خطمشیگذاری، فنی و عملیاتی، مالی و بودجه و ساختار سازمانی)، عوامل رفتاری (رهبری و مدیریت، منابع انسانی، آموزش و عدالت سازمانی) و عوامل زمینهای (اجتماعی ـ فرهنگی، قانونی ـ حقوقی، سیاسی و اطلاعاتی). ابعاد دولت باز نیز عبارتاند از: شفافیت، مشارکت، همکاری و داده باز. پیامدهای دولت باز در آموزش عالی عبارتاند از: ابعاد ارتقای پاسخگویی (سازمانی، قانونی و حرفهای)، بهبود عملکرد سازمانی (بهبود عملکرد اجتماعی، بهبود عملکرد اقتصادی و بهبود نوآوری) و کاهش فساد آکادمیک (کاهش جعل داده، کاهش تقلب و کاهش تخلف). نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که پیشایندهای دولت باز، بر پیادهسازی دولت باز تأثیر مثبت و معناداری دارد. پیادهسازی دولت باز بر پیامدهای دولت باز، تأثیر مثبت و معناداری میگذارد. همچنین مشخص شد که در سطح اطمینان ۹۵ درصد، ابعاد دولت باز با دولت باز ارتباط مثبت و معناداری دارند. مدیران و خطمشیگذاران و کارمندان دولت، برای بهبود کیفیت تصمیمگیری و سیاستگذاری و ارائه خدمات عمومی بهتر، میتوانند از نتایج پژوهش استفاده کنند. همچنین محققان و فعالانی که از اطلاعات و دادههای دولت باز، برای ایجاد دانش در قالبهای مختلف استفاده میکنند، میتوانند از نتایج پژوهش بهرهمند شوند.