فراترکیب اقدامهای مسئولیت اجتماعی سازمانی با رویکرد ذینفعان برونسازمانی
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت منابع انسانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، واحد تهرانجنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه هوایی شهید ستاری، تهران، ایران
doi
10.22059/jipa.2023.360041.3336چکیده
هدف: تلاش سازمانها برای برآوردهکردن انتظارها و جلب رضایت ذینفعان کلیدی خود، در حفظ بقا و ارتقای قابلیت رقابتپذیری و بهرهوری سازمان تأثیر چشمگیری دارد. این گرایش، محور موضوعی حیاتی در زمینۀ تعامل اثربخش بین سازمان و محیط را تشکیل میدهد که «مسئولیت اجتماعی سازمانی» نام دارد. اهمیت این مقوله در دنیای رقابتی امروز، موجب شده است که مطالعات متعددی از دیدگاههای گوناگون و با اهداف گوناگون در خصوص آن انجام شود. بهمنظور کسب شناخت جامعتر از اقدامهایی که سازمانها در این زمینه میتوانند انجام دهند، پژوهش حاضر به مرور و طبقهبندی اقدامهای گزارش شده بانکها، در خصوص هر یک از ذینفعان بیرونی سازمان پرداخته است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با رویکرد کیفی و روش فراترکیب اجرا شده است. منابع اطلاعاتی پژوهش، مقالههای منتشر شده درباره موضوع این پژوهش در پایگاههای علمی معتبر بینالمللی در بازه زمانی منتخب است. این مقالهها بر اساس معیارهای ورود به فرایند فراترکیب انتخاب شدند. برای تجزیهوتحلیل دادهها نیز از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. یافتهها: اقدامهایی که بانکها برای عمل به مسئولیت اجتماعی سازمانی در ارتباط با ذینفعان برونسازمانی خود انجام دادهاند، در قالب پنج دسته اصلی طبقهبندی شدند: اقدامهای مربوط به جامعه، محیط زیست، مشتریان، تأمینکنندگان و رقبا. به بیانی دقیقتر، میتوان گفت که اقدامهای مربوط به جامعه در شش طبقه دستهبندی شدند: اقدامهای اقتصادی، اجتماعی، قانونی، هنری ـ فرهنگی، آموزشی ـ تحصیلی و بهداشتی ـ سلامتی. اقدامهای مسئولیت اجتماعی بانکها در خصوص محیطزیست، در قالب چهار دسته گروهبندی شدند: مصرف منابع و انرژی، حفاظت محیطزیست، توسعه محیطزیست و بانکداری سبز. اقدامهای گزارش شده در خصوص مشتریان نیز در قالب چگونگی تعامل با مشتری، کیفیت خدمترسانی به مشتری، ماهیت محصول و نحوۀ ارائۀ محصول به مشتریان طبقهبندی شد. در نهایت، انتظار ذینفعان از بانکها برای عمل به مسئولیتهای اجتماعی خود باعث میشود که آنها حتی نسبت به تأمینکنندگان و رقبای خود نیز بیتفاوت نباشند و در ارتباط با آنها اقدامهای غیراخلاقی انجام ندهند. هرچند شمار اقدامهایی که بانکها در این زمینه انجام دادهاند، نسبت به دیگر ذینفعان کمتر است؛ اما توجه به آنها در راستای عمل به مسئولیت اجتماعی بانکها ضروری است. نتیجهگیری: تلاش سازمانها برای جلب رضایت و تأمین انتظارهای ذینفعان مختلف خود، موجب میشود بهعنوان سازمان مسئولیتپذیر اجتماعی شناخته شوند و در نتیجه، بقا و بهرهوری پایدار آنها، بهویژه در محیطهای رقابتی بهبود یابد. ماهیت خاص روششناسی تحقیق و بهرهمندی از رویکرد کیفی و راهبرد فراترکیب، موجب شد که پژوهشگران با رویکردی کلگرا به این موضوع بپردازند؛ بهگونهای که اقدامهای مسئولیت اجتماعی سازمانی در بانکداری، در ارتباط با ذینفعان خارجی بهصورت کلی شناسایی و طبقهبندی شده است. این نتایج میتواند راهنمای جامعی برای بانکها و دیگر سازمانهای مشابه باشد تا با استفاده از آن، برنامههای مسئولیت اجتماعی سازمانی خود را در خصوص ذینفعان برونسازمانی تدوین کنند.