طراحی الگوی مدیریت سمت تقاضا در حوزه انرژی برق با رویکرد حکمروایی همکارانه
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
3 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
4 استاد گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22059/jipa.2023.368435.3433چکیده
هدف: مدیریت سمت تقاضا در بخش مصرف انرژی برق، راهبردی کلیدی برای دولتهاست تا زمان و مقدار مصرف انرژی برق را در دورههای زمانی خاصی از سال، مانند تابستان و روزهایی از زمستان کنترل کنند. در سالهای اخیر، اغلب مطالعات انجام شده در حوزه مدیریت سمت تقاضا، به جنبههای فنی و مهندسی مرتبط با این راهبرد، مانند هوشمندسازی شبکههای برق و بهاصطلاح کنترلپذیری یا رؤیتپذیری مصرف مشترکان برق معطوف بوده است و به نقش مصرفکننده، بهعنوان محل اصلی شکلگیری تقاضای برق، کمتوجهی شده است. به عبارت دیگر، جنبه اجتماعی راهبرد مدیریت سمت تقاضا، در سایه مطالعات مربوط به جنبههای فنی این راهبرد نادیده گرفته شده است. این پژوهش، بهدنبال طراحی الگوی مدیریت سمت تقاضا در بخش برق با توجه به نقش گروههای مختلف، ذینفعان یا مصرفکنندگان در ایران و با در نظر گرفتن چارچوب حکمروایی همکارانه بوده است. روش: این پژوهش، در دو مرحله کیفی و کمّی انجام شد. در مرحله اول و بر اساس رهیافت برساختگرا در نظریهپردازی دادهبنیاد، الگوی مدیریت سمت تقاضای برق در ایران با استفاده از فرایند کدگذاری روی دادههای حاصل از انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته ارائه شد. این مصاحبهها با خبرگان دانشگاهی و مدیران اجرایی در دانشگاهها، بخش دولتی و بخش خصوصی انجام گرفت و مصاحبهها تا زمان اطمینان از تحقق اشباع نظری ادامه یافت. در مجموع ۱۹ مصاحبه انجام شد و مصاحبهشوندگان بر اساس روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. در مرحله دوم پژوهش حاضر، الگوی بهدستآمده در مرحله اول اعتبارسنجی شد. اعتبارسنجی از طریق پرسیدن نظر کارشناسان خبره فعال در وزارت نیرو با استفاده از پرسشنامه و سپس، تحلیل دادههای جمعآوری شده بر اساس مدلسازی معادلات ساختاری در بستر نرمافزار اسمارت پیالاس انجام شد. تعداد مشارکتکنندگان در مرحله دوم پژوهش ۱۹۸ نفر بود که بهروش نمونهگیری اتفاقی ساده انتخاب شدند. کفایت نمونه نیز بر اساس فرمول کوکران تأیید شد. یافتهها: یافتههای این پژوهش، چهار دسته متغیر برای مدیریت سمت تقاضای برق شناسایی کرد که عبارتاند از: استراتژیهای دولت، شرایط نخستین همکاری، چرخه همکارانه و پیامدها. همچنین برای هریک از این متغیرها نیز سه مؤلفه کلیدی شناسایی شد. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از چارچوب حکمروایی همکارانه، در مدیریت اثربخش سمت تقاضای برق در ایران نقش مؤثری ایفا میکند و همچنین، راهبردهای وزارت نیرو و چرخه همکارانه در تحقق اهداف مدیریت سمت تقاضا نقش تعدیلکننده چشمگیری دارند.