بودجهریزی کارآفرینانه در بودجه دولتی ایران: موانع و راهکارها
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، گروه رهبری و سرمایه انسانی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد، گروه رهبری و سرمایه انسانی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jipa.2022.348731.3217چکیده
هدف: جدیدترین رویکرد در بودجهریزی، بودجهریزی کارآفرینانه است. در این رویکرد برنامههای استراتژیک، محرکهای انگیزشی و پاسخگویی، در چارچوب بودجه با یکدیگر ادغام میشوند و با شهروندان بهعنوان یک بسته کلی، ارتباط برقرار میشود. موفقیت بودجه کارآفرینانه، بر اساس بودجهبندی عملکرد پیشین آن بنا شده است که نیاز دارد به بیان مأموریت، اهداف سنجشپذیر، اقدامهای عملکردی برای کارایی و اثربخشی و حلقههای بازخورد برای بهکارگیری از نظرسنجی رضایت شهروندان و گروههای متمرکز. بودجهبندی عملکرد پاسخگویی را مدنظر قرار میدهد و مسئولیت آن را متوجه رؤسای بنگاه و مدیران برنامه میکند. با توجه به پاسخگویی و شاخصهای عملکرد کافی، سیاستگذاران میتوانند به سیستمهای بوروکراتیک اعتماد کنند تا اختیار هزینهکردن بودجه را نامتمرکز سازند. در واقع، بودجه به مدیران سازمان، بهصورت تخصیص یکجا پرداخت میشود تا هر طور که صلاح میداند، آن را اداره کند. در ازای این اعتماد چشمگیر به مدیران دولتی، انتظار میرود که آنها بر اساس دستاوردهای عملکرد خود، شواهدی از موفقیت در دستاوردها را ارائه دهند. در ایران و در سالهای اخیر، بر حرکت بهسمت طراحی بودجه، بر اساس بودجهریزی مبتنی بر عملکرد، تأکیدهای زیادی شده است؛ اما بهطور کلی، بودجهریزی در ایران معمولاً ترکیبی از دو نوع بودجهریزی افزایشی و برنامهای بوده است. میتوان این گونه استدلال کرد که بهدلیل وجود نقاط مشترک فراوان، بین بودجهریزی مبتنی بر عملکرد و بودجهریزی کارآفرینانه، تلاش در جهت کارآفرینانهشدن بودجه در کشور، نهتنها با برنامههای گذشته منافاتی ندارد، بلکه تکمیلکننده آنها خواهد بود. در پژوهش حاضر، در وهله اول، بهدنبال شناخت موانع کارآفرینانهشدن بودجه دولتی ایران و در وهله دوم، پیشنهاد راهحلهای مقتضی بودهایم. روش: رویکرد این پژوهش، کیفی تحلیل مضمون و مطابق با تحلیل دادههای حاصل از مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۸ تن از خبرگان، مجریان و صاحبنظران بودجهریزی عمومی است. در این پژوهش نخست با استفاده از روش کتابخانهای و مرور کتابها و مقالههای داخلی و خارجی، به بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش پرداخته خواهد شد. سپس دادههای اولیه پژوهش، بر اساس پیشینه پژوهش و مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و اطلاعات مصاحبهها، کدگذاری میشود. یافتهها: موانع بر سر راه کارآفرینانهشدن بودجه دولتی ایران، در پنج گروه قانونی (شکاف میان بودجه و اسناد بالادستی، انعطافناپذیری قوانین، ضعف قوانین مالیاتی، فقدان شفافیت، عدم بازنگری در سازمانهای گیرنده بودجه)، تنظیم دستگاهی (ضعف ساختار اداری، فرهنگ غلط سازمانی، فقدان کارآفرینی سازمانی، عدم تخصصگرایی و شایستهسالاری، حکمفرمایی نظام چانهزنی)، تصویبی (رابطه مجلس و دولت، ساختار منافع، صلاحیت فنی نمایندگان، حاکمیت دیدگاه محلی و منطقهای)، اجرایی (رانت نفت، ناکارآمدی دولت، مشکلات فنی و ساختاری، حاکمیت دیدگاههای سیاسی و ایدئولوژیک، بیثباتی اقتصادی) و نظارتی (رویکرد سنتی، تعدد نهادهای نظارتی، فقدان نظارت همگانی) طبقهبندی شدند که ذیل هر یک مهمترین موارد مربوطه معرفی و شرح داده شده است. نتیجهگیری: با تحلیل دادههای حاصل از مصاحبهها و بازبینی و تعمیق در مضمونهای فراگیر بهدستآمده، سه مؤلفه ساختار حاکمیتی، بهکارگیری نابجای درآمدهای نفتی و ضعف تولید داخلی و ضعف جامعه مدنی را میتوان ریشههای بروز مشکلات و موانع دیگر در جهت استقرار بودجهریزی کارآفرینانه در کشور دانست. به این ترتیب، راهکارهای استقرار این سیستم بودجهریزی در کشور از مسیر حل این موارد میگذرد.