طراحی مدل خطمشیگذاری در ورزش ایران با رویکرد توسعه ورزشهای همگانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه رهبری و سرمایه انسانی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد، گروه رهبری و سرمایه انسانی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه رهبری و سرمایه انسانی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
4 استادیار، گروه مدیریت ورزشی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22059/jipa.2023.359698.3332چکیده
هدف: هدف این پژوهش، طراحی مدل خطمشیگذاری در ورزش ایران با رویکرد توسعه ورزشهای همگانی است. از نظر هدف، این پژوهش کاربردی است؛ زیرا علاوهبر جنبه آگاهیبخشی و علمی، برای سازمانهای مختلف مرتبط با ورزش و سلامت جنبه کاربردی نیز دارد. همچنین از آنجا که این پژوهش درصدد طراحی مدل است و موضوعیت جدید و نوآورانهای دارد، از نوع اکتشافی است. روش: روش پژوهش از نوع کیفی ـ کمّی است. بخش کیفی با رویکرد تحلیل موقعیت، بهعنوان یکی از روشهای نظریه زمینهای انجام گرفت. مطالعه کیفی پژوهش، مصاحبه با خبرگان بود؛ از این رو با ۱۲ نفر از خبرگان مصاحبه شد که این افراد استادان دانشگاه در حوزه خطمشیگذاری و مدیریت ورزشی یا مدیران سازمانهای کلان مرتبط با ورزش با بیش از ده سال سابقه اجرایی و تصمیمگیری بودند. نمونهگیری با دو روش هدفمند و گلوله برفی انجام شد. در بخش کمّی نیز از روش مدلسازی ساختاری تفسیری استفاده شد. این رویکرد، روشی مبتنی بر نظر خبرگان است و برای موضوعاتی مؤثر و کاراست که در آن، متغیرهای کیفی در سطوح متفاوت اهمیت، بر یکدیگر آثار متقابل دارند. یافتهها: پس از انجام مطالعه و بررسی دقیق و عمیق مصاحبهها و همچنین اطلاعات و دادههای بهدستآمده، نخست تکتک مصاحبهها تجزیهوتحلیل شد و استخراج کدهای اولیه صورت گرفت. سپس مفهومها و مقولهها ساخته شدند. نقشه موقعیت ساختیافته و ساختنیافته و در ادامه، نقش عرصهها ـ جهانهای اجتماعی شناسایی شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که مقولههای اصلی مدل خطمشیگذاری توسعه ورزش همگانی در ایران، تشکیل شده است از: عوامل زمینهای، عوامل مداخلهگر، نهادهای نقشآفرین و تأثیرگذار، الزامات اجرایی، پیچیدگیهای محیطی، ریسکها، مشکلات قانونی، عوامل برونسازمانی، هزینه و مخارج و در نهایت، چالشهای بین سازمانی. در ادامه و با کمک مدلسازی ساختاری تفسیری، مدلسازی مفهومی انجام شد. نهادهای نقشآفرین و تأثیرگذار، عوامل بسیار مهم در فرایند خطمشیگذاری ورزشی ایران هستند و نسبت به سایر عوامل، بیشترین قدرت نفوذ و کمترین وابستگی دارند. نتیجهگیری: با توجه به اهمیت ورزش همگانی و نقش آن در میان سیاستهای کشور، توسعه ورزش همگانی میتواند اهمیت خاصی پیدا کند و خطمشیگذاران باید به آن بپردازند. نهادهای نقشآفرین و تأثیرگذار بر فرایند خطمشیگذاری در ورزش ایران، بهدلیل ارتباط زیاد و تعارض با یکدیگر، به هماهنگی زیادی نیاز دارند. در کشور ما، به ورزش همگانی و تفریحی سازمانیافته، کمتر توجه شده است و هنوز سازوکاری برای پایش خطمشیهای ورزشی و اجرای مستمر آن وجود ندارد؛ از این رو پیشنهاد میشود که یک طرح ملی برای پایش فعالیت بدنی، بر مبنای سامانه جامع و البته الکترونیکی اجرا شود. مسلم است که مشارکت مدیران و مجریان و همکاری آنها با خطمشیگذاران، در فرایند شکلگیری خطمشی ضروری است؛ از این رو خطمشیگذاران تا جایی که امکان دارد میبایست در فرایند اجرا مداخله کنند. همچنین شرایطی فراهم شود تا بخش خصوصی نیز بتواند در این زمینه فعالیتهای خود را پیادهسازی کند.