همپیمانی نیروهای اجتماعی در پی ریزی شهریاری ساسانی
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانش آموخته دکتری تاریخ، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.30465/sehs.2022.38262.1758چکیده
کلان روایت بنیانگذاری شهریاری ساسانی به ضرب شمشیر اردشیر بابکان و متعاقب آن فتح پیدرپی ولایات ایرانشهر نیازمند بازنگری جدی است. سرشت شهریاری ساسانی بدون مشارکت و مساهمت دودمان های متنفذ اجتماعی و تا حدودی طبقات شهری که سدهها پیش از استقرار سلسله مزبور در عرصه اداره سیاسی همکاری داشته اند، امکان شالوده گذاری نداشته است. برخلاف تئوری های جدید که در تلاشند ماهیت دولت در ایران را موجودیتی صرفا سیاسی و منتزع از جامعه تلقی کنند؛ میبایست اذعان داشت دولت در عین حالی که گرانیگاه انسجام سیاسی است، کانون اتحاد نیروهای اجتماعی نیز هست. هدف پژوهش حاضر، خوانش دموکراتیک از امر سیاسی در دوره ساسانی نیست؛ در واقع هدف اصلی، بازنماییِ وجه اجتماعیِ دولت ساسانی و نقشی که نیروهای اجتماعی در تاسیس، تثبیت و استمرار آن ایفا نمودهاند، خواهد بود. این تحقیق بر آن است تا با بهرهگیری از رویکرد جامعهشناسی تاریخی، علاوه بر نقد و بررسی نظریههای ارائه شده در این زمینه، تأسیس دولت در این دوره را بر اساس همپیمانی، ائتلاف و عقلانیت بین ساختار سیاسی و نیروهای اجتماعی آن زمان تحلیل نماید و نشان دهد شهریای ساسانی یک دولت همپیمان با همیاری خاندان های زمین دار و طبقات مولّد شهری بوده است. بحرانهای مهمی نظیر ظهور کوشانیان و ایجاد بنبست در مسیر تجارت فراسرزمینی شرق و غرب، تسلط روم بر شهرهای بازرگانی میانرودان، هرج و مرج سیاسی، رکود اقتصادی و آشفتگیهای اجتماعی در ایالات ایرانشهر در سدۀ پایانی دورۀ اشکانی از جمله زمینههای مهم پدید آمدن این رخداد بوده است.