طراحی مدل خطمشیگذاری مبتنی بر توسعه قابلیتهای انسانی وزارت آموزشوپرورش اقلیم کردستان عراق
نویسندگان
1 دانشیار، گروه رهبری و سرمایه انسانی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، پردیس البرز، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استاد، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت کسبوکار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
4 دانشیار، گروه تربیتبدنی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22059/jipa.2023.354758.3286چکیده
هدف: رویکرد قابلیت، نتیجه آخرین نظریههای توسعه، دیدگاه نوینی است که توسعه را با مفاهیم «کارکردها» و «قابلیتها» پیوند میزند و میتواند بهعنوان رویکردی اساسی در نظام آموزشوپرورش بهکار گرفته شود. هدف این پژوهش طراحی یک مدل سیاستگذاری، بر اساس توسعه قابلیتهای انسانی وزارت آموزشوپرورش منطقه کردستان است. در این راستا، پس از شناسایی قابلیتهای انسانی در زمینه آموزشوپرورش در منطقه کردستان، ارتباطات منطقی بین اجزای تأثیرگذار برقرار شد تا سیاستی بهمنظور توسعه قابلیتهای انسانی تدوین شود.روش: این پژوهش با استفاده از روش پژوهش کیفی و رویکرد نظریه دادهبنیاد انجام شد. در این راستا، دادههای پژوهش از طریق روش نمونهگیری هدفمند جمعآوری شد. این نمونهگیری از طریق بهکارگیری افراد متخصص و خبره در حوزه آموزشوپرورش در منطقه کردستان انجام گرفت. دادهها از طریق اجرای مصاحبههای عمیق جمعآوری شدند. ابتدا، افراد متخصص در زمینه آموزشوپرورش با دقت انتخاب شدند و فقط با افرادی مصاحبه شد که در این حوزه توانمندی و تجربه کافی داشتند. این نمونهگیری هدفمند پس از تعیین معیارهای دقیق برای انتخاب افراد صورت گرفت تا بهترین دیدگاهها و تجربههای ممکن کسب شود. سپس با انجام مصاحبههای عمیق با افراد انتخابشده، دادههای لازم برای پژوهش جمعآوری شد. این مصاحبهها بهصورت گسترده و جزئی انجام گرفت و از افراد در مصاحبهها، سؤالهای متنوع مرتبط با موضوع پژوهش پرسیده و همزمان، دادهها جمعآوری و تحلیل شد. بر اساس رویکرد گلیزری، دادهها کدگذاری و مفهومپردازی شدند. این مرحله با دقت انجام شد تا الگوها، مفهومها و تفاوتهای مهم در دادهها بهوضوح برجسته شود. کدگذاری دقیق این اطلاعات باعث شد تا تحلیل گسترده و عمیقی از دادههای جمعآوریشده ارائه شود. یافتهها: نتایج پژوهش نشان میدهد که در نظام آموزشوپرورش منطقه کردستان، دو سطح اصلی از قابلیتهای انسانی وجود دارد که عبارت است از: قابلیتهای مبتنی بر مهارت و قابلیتهای مبتنی بر فرصت. این دو سطح قابلیت بهطور گسترده در ساختار آموزشوپرورش، از سطوح مختلف آموزشی گرفته تا بخشهای غیررسمی و آموزش خودآموز، دیده میشود. قابلیتهای مبتنی بر مهارت بر مهارتها، تواناییها و مهارتهای فردی افراد متمرکز است. مهارتهای آکادمیک، تخصصی و عملی که افراد در حوزه آموزشوپرورش کسب میکنند، جزء این قابلیتها محسوب میشود. قابلیتهای مبتنی بر فرصت، به توانمندی افراد در بهرهگیری از فرصتها و امکانات محیط خود اختصاص دارد. این قابلیتها شامل تواناییهای اجتماعی، ارتباطی و کارآفرینانه است. علاوهبر این، نتایج نشان داد که اگر توجه به عوامل زمینهای، عوامل تبدیلکننده و عوامل تسهیلکننده صورت گیرد، این قابلیتها به کارکردهای مطلوب تبدیل میشوند. این تحولات، نهتنها در سطح آموزش رسمی، بلکه در فرایندهای آموزش غیررسمی نیز دیده میشود. این نتایج نشان میدهد که جنبه جامع و گسترده توسعه قابلیتهای انسانی، در نظام آموزشوپرورش منطقه کردستان است، همچنین نتایج بر نقش اساسی این قابلیتها در بهبود فرایندهای آموزش و افزایش توانمندی افراد تأکید میکند.نتیجهگیری: اگر سیاستگذاران آموزشی نظام آموزشوپرورش منطقه کردستان، به جوانب مختلف قابلیتهای انسانی دیدگاهی جامع و تعاملی داشته باشند، میتوان انتظار داشت که کارکردهای مطلوبی همچون تقویت رفاه و سعادت در زمینه اجتماعی و آموزشی در این منطقه شکل گیرد. این امر به تقویت نهادهای اجتماعی، احترام به هنجارها و قوانین منطقهای، ارج نهادن به ویژگیهای قومیتی و مدیریت موفق عوامل ژئوپلیتیکی وابسته است. به این ترتیب، رویکرد قابلیت، بهعنوان یک چارچوب مفهومی، نهتنها با پارادایمهای سنتی توسعه همخوانی دارد، بلکه در ایجاد ساختاری پویا و واکنشگر برای سیاستگذاری آموزشی، نقش کلیدی ایفا میکند.