ماندن یا مهاجرت مجدد (مطالعۀ عوامل مؤثر بر ناپایداری مهاجرت بازگشتی در میان نیروی کار ماهر و متخصص ایرانی)
نویسندگان
1 گروه مطالعات ایران، دانشکدۀ مطالعات جهان، دانشگاه تهران، تهران. ایران
2 گروه مطالعات ایران، دانشکدۀ مطالعات جهان، دانشگاه تهران، تهران. ایران
doi
10.22059/jisr.2024.376181.1502چکیده
دههها است که ایران بهعنوان یکی از کشورهای فرستندۀ مهاجر، بهویژه قشر تحصیلکرده و متخصص شناخته میشود، اما به مسئلۀ بازگشت آنان کمتر پرداخته شده است. از اینرو پژوهش حاضر با ورود به مبحث کلی مهاجرت بازگشتی ایرانیان، آن را از منظر چرایی ناپایداری بازگشتهای ایرانی از خلال قصد (بالقوه یا بالفعل) مهاجرت مجدد در میان تحصیلکردگان بازگشتی بررسی میکند. جامعۀ مورد مطالعه تحصیلکردگانی هستند که در بازۀ زمانی 1370 تا 1400 به ایران بازگشتهاند. از میان آنان 33 نمونه بهصورت تصادفی انتخاب شدند. دادهها به روش «مصاحبۀ عمیق» گردآوری، با روش «تماتیک» تحلیل، و نهایتاً با استفاده از نظریۀ «رفاه اجتماعی» از «فیتزپتریک» پشتیبانی شدند. یافتهها حاکی از آن است که چهار عامل بهعنوان مقولههای اصلی بر ناپایداری بازگشتها اثر میگذارند که هرکدام شامل عوامل زیرمجموعهای تحت عنوان مقولههای فرعی هستند. پربسامدترین کدها مربوط به مقولۀ اصلی «محدودیت معاش» است که ذیل دو مقولۀ فرعی «درآمد ناکافی» و «افق ایدئال بازنشستگی» بررسی شدهاند. سپس سه مقولۀ اصلی دیگر یعنی «دستاندازهای زندگی جمعی»، «پیشرانهای درونی» و «مهاجرت آونگی» بهعنوان دیگر عوامل مؤثر بر مهاجرت مجدد بهدست آمدند و همگی ذیل مقولۀ هستهای «تمنای تمهید زیستی» قرار گرفتند. نتیجه آنکه ناپایداری مهاجرت بازگشتی در ایران لزوماً از روی نارضایتی (چه مطلق و چه نسبی) مصاحبهشوندگان از شرایط زندگی نیست، بلکه برخی برای بهروزشدن دانش و مهارتشان یا به اقتضای تخصص خود، تصمیم به مهاجرت مجدد میگیرند.