برآورد پیامدهای محیط‌زیستی تجمعی سامانه‌های نمک‌زدایی برمبنای شاخص‌های ReCiPe مورد استفاده در ارزیابی چرخه حیات

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد، گروه مهندسی محیط‌زیست، دانشگاه تهران

2 استادیار گروه مهندسی محیط‌زیست، دانشگاه تهران

3 استادیار گروه مهندسی عمران، دانشکده مهندسی عمران و حمل و نقل، دانشگاه اصفهان

doi
10.22112/jwwse.2023.364061.1328
چکیده

پیامدهای محیط‌زیستی چالش اساسی توسعه سامانه‌های نمک‌زدایی است. اما رویکردهای متعارف ارزیابی اثرات محیط‌زیستی نمی‌تواند چارچوبی کمی برای ارزیابی تجمعی و مقایسه گزینه‌های بهینه ارائه نماید. در این پژوهش، یک روش محاسباتی مبتنی بر ضرائب میانی و پایانی روش ReCiPe که برای ارزیابی اثرات چرخه حیات (LCIA)1 استفاده می‌شود، معرفی می‌شود. بر این اساس، پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم سامانه‌های نمک‌زدایی در محیط‌های انسانی و اکوسیستم‌های خشکی و دریا محاسبه شد و برای شرایط بهره‌برداری در ساحل دریا و نواحی درون‌سرزمین مورد مقایسه قرار می‎گیرد. هم‎چنین پیامدهای روش‌های اصلاحی مانند استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر و سامانه‌های تخلیه صفر پساب مایع (ZLD)2 نیز در این چهارچوب مقایسه می‌شود. بدین منظور، از داده‌های در دسترس سامانه‌های غشایی (RO)3 و حرارتی (MED)4 در حال بهره‌برداری در جنوب کشور و خاورمیانه استفاده می‌شود. نتایج نشان داد روش پیشنهادی برای ارزیابی تجمعی پیامدهای محیطی‌زیستی این سامانه‌ها قابل استفاده است. هم‎چنین بیشترین اثر نامطلوب سامانه‌های نمک‌زدایی بر اکوسیستم خشکی و دریا ناشی از تخلیه مواد سمی و خطرناک شورابه‌ها است. بنابراین پیشنهاد می‌شود پایش ترکیبات سمی شورابه‌ها با دقت بیشتری انجام شده و با توجه به عملکرد سامانه‌های ZLD در کاهش 70-80% پیامدهای نامطلوب محیط‌زیستی ، استفاده از این فناوری‌ها در اولویت اقدامات اصلاحی این سامانه‌ها قرارگیرد.