ارزیابی ترکیبی از عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در خطمشیهای نظام آموزشی و پرورشی ایران
نویسندگان
1 استاد، گروه مدیریت دولتی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
3 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
doi
10.22059/jipa.2023.351493.3247چکیده
هدف: مشارکت شهروندان، تنها راه تنشزدایی میان قدرت قانونی سازمانها و قدرت اجتماعی شهروندان و تضمینکننده کارایی و اثربخشی خطمشیهاست. این پژوهش با هدف بررسی سطح روابط بین عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در خطمشیهای آموزشی و پرورشی و اولویتبندی آنها و ارائه دیدی تفسیرپذیر از نتایج بهدستآمده اجرا شده است. روش: در این پژوهش از راهبرد چندگانه استفاده شده است. در مرحله اول با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، شدت روابط بین عوامل شناسایی شد؛ سپس با استفاده از روش تحلیل سلسلهمراتبی فازی، این عوامل اولویتبندی شدند. در مرحله بعد با استفاده از یافتهها، در یک مدل نوآورانه دوبُعدی AHP-SEM، چهار خوشه اقدام فوری، پژوهشی، مطلوب و نظارت خلق شد که عوامل در آن، بر حسب قابلیت تبیین و وزن خوشهبندی شدند. یافتهها: بر اساس تحلیل سلسلهمراتبی، عوامل حمایت قانونی و عدالت، کمابیش نیمی از وزنها را به خود اختصاص دادند و عوامل سطح اجرا، پس از این دو عامل قرار گرفت. همچنین، بر اساس رگرسیونهای محاسبهشده مفروض در مدل مفهومی، بیشترین قابلیت تبیین متعلق به عوامل سطح اجراست که با حمایت قانونی همبستگی زیادی دارد. نتیجهگیری: با توجه به یافتهها، عوامل تشکیلاتاجرایی، اطلاعات و حمایت قانونی، میبایست در اولویت اقدام قرار گیرد؛ عامل عدالت برای بهبود، علاوهبر بهبود عوامل ساختاری، به بررسی تفسیرهای ذهنی شهروندان از عدالت ادراکشده نیاز دارد؛ باورها و توانمندیهای شهروندان، در مرحله بعد، از طریق عامل عدالت میتوانند توسعه یابند و عوامل سطح اجتماعی در خوشه نظارت، میبایست برای اصلاح و هدایت روندهای آتی نظارت شوند.