کارکرد تاریخ شفاهی در انعکاس صدای طبقات اجتماعی خاموش
نویسندگان
1 . استاد، گروه تاریخ دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشجوی دکتری تاریخ، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران،تهران، ایران
3 استاد گروه تاریخ و باستانشناسی، دانشگاه آزاداسلامی، واحـد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
doi
10.30465/sehs.2021.34893.1674چکیده
از مهمترین ویژگیهای تاریخ شفاهی دموکراتیک بودن آن است، بنابراین میتواند دربرگیرنده مسائل طبقات مختلف اجتماعی باشد. نیز از آنجا که تاریخ شفاهی دچار تنگناهای سایر گرایشات تاریخ در حیطه پوششیِ موضوع نیست، میتواند از تاریخنگاری مرکزیتزدایی کرده و آن را به سمت مردم معمولی توسعه دهد. تا پیش از دهه دوم قرن بیستم میلادی و ظهور فعال مکتب آنال، تاریخنگاری توجه چندانی به مردم معمولی و گروههای فرودست جامعه نداشته است. از آن پس بهویژه طی هفت دهه گذشته تاریخ شفاهی به همراه دیگر سبکهای روزآمد، تلاش بسیاری صورت داده است تا تاریخنگاری را از نخبهگرایی و مرکزیت گرایی به سویههای متکثر اجتماعی راهبری کند. هدف این پژوهش روشن نمودن جای و جایگاه تاریخ شفاهی در تاریخ اجتماعی است، از اینرو با دو پرسش اساسی مواجه بوده است که: ۱. چرا باید طبقات فرودست و گروههای نادیده و یا کمتر دیده شده جامعه را به کانون توجه تاریخ بازگرداند؟ ۲. تاریخ شفاهی چگونه میتواند فرایند آزادسازی (democratisation of history) و مرکزیت زدایی (decentralization of history) تاریخ را عملی کند؟ برای این منظور به سراغ تعدادی از این طبقات مغفول در تاریخ رفته و وضع و موقعیت آنها و نحوه تعامل تاریخ شفاهی با آنان را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده است.