پیش‌بینی و تبیین سکوت سازمانی با استفاده از راهبردهای رهبری مثبت‌گرا و نقش میانجی توانمندسازی روان‏شناختی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت آموزشی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

2 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، اصفهان، ایران.

3 استاد، گروه علوم تربیتی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22059/jipa.2022.348537.3213
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی و تبیین سکوت سازمانی با استفاده از راهبردهای رهبری مثبت‌گرا و نقش میانجی توانمندسازی روان‏شناختی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر اجرا، آمیخته اکتشافی است. مدل توسعه ابزار در بخش کمّی، توصیفی ـ هم‏بستگی و در بخش کیفی، پدیدارشناختی مبتنی بر تجارب زیسته است. جامعه آماری پژوهش، کلیه کارکنان و اعضای هیئت‌علمی دانشگاه فرهنگیان منطقه 9 شرق کشور بودند (354 نفر) که با توجه به فرمول کوکران، در بخش کمّی، 180 نفر به‌روش نمونه‌گیری تصادفی ـ طبقه‌ای و در بخش کیفی، 26 نفر به‌روش هدفمند تا اشباع نظری انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و پرسش‏نامه‌های رهبری مثبت‌گرا کامرون (2008)، توانمندسازی روان‏شناختی اسپریتزر و میشرا (1997) و پرسش‏نامه محقق‌ساخته سکوت سازمانی استفاده شد. پایایی ابزارها برحسب آلفای کرونباخ، به‌ترتیب 94/0، 77/0 و 93/0 و روایی هم‌گرای پرسش‏نامه‌ها نیز، به‌ترتیب 86/0، 50/0 و 62/0 به‌دست آمد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار اس‌پی‌اس‌اس 24 و اسمارت پی‌ال‌اس تجزیه‌وتحلیل شدند. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که بین رهبری مثبت‌گرا و توانمندسازی روان‏شناختی و سکوت سازمانی، رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همچنین، توانمندسازی روان‏شناختی بین رهبری مثبت‌گرا و توانمندسازی روان‏شناختی، نقش میانجی دارد. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که به‌کارگیری سبک رهبری مثبت‌گرا و توانمندسازی کارکنان، می‌تواند نقش مؤثری در کاهش سکوت کارکنان داشته باشد، از این ‌رو پیشنهاد می‌شود که مدیران دانشگاه فرهنگیان، روی توسعه و تقویت رهبری مثبت‌گرا و توانمندسازی کارکنان سرمایه‌گذاری کنند تا بتوانند با مشارکت و هم‌فکری هرچه بیشتر کارکنان، زمینه توسعه و اثربخشی بیشتر سازمان را فراهم سازند.