واکاوی چرخش خرده‌پاردایم‌های قدرت در جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۷۶ تا ۱۴۰۳

نویسندگان

1 گروه علوم سیاسی/دانشکده حقوق و علوم سیاسی/دانشگاه مازندران/بابلسر/مازندران/ایران

2 گروه علوم سیاسی/دانشکده حقوق و علوم سیاسی/دانشگاه مازندران/بابلسر/مازندران/ایران

doi
چکیده

رهیافت پاردایم قدرت، برای جابجایی حکومت‌ها و در حوزه مطالعه تغییرات قدرت در سطح عاملیت و ساختار در چهار حوزه انباشت، هژمونی، هویت و مشروعیت، تبیین کننده است. اما در سطح تغییرات دولت‌ها در یک نظام واحد مانند نظام جمهوری اسلامی، باید یک رهیافت دیگری برای تبیین تغییرات خُرد در ذیل پارادایم قدرت کلان جمهوری اسلامی به کار بست. سوال اصلی مقاله آنست که با چه رهیافتی میتوان تغییرات سطح دولت به معنای قوه مجریه را به بهترین شکل، تبیین کرد. به نظر می‌رسد، بهترین معیار تمیز، تفاوت‌های گفتمانی در کنار تغییرات عاملیت است. در جمهوری اسلامی، از سال ۱۳۷۶، دو گفتمان اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی، با یک پیوستگی، در حال جابجایی و چرخش قدرت هستند. این چرخش گفتمانی، به دلیل همراه بودن با چرخش عاملیت اعم از سرآمد پاردایم، شارحان اصلی، کارورزان پاردایمی و نیروهای پاردایمی، به مفهوم پاردایم قدرت ستاری شباهت دارد که به دلیل تغییرات گفتمانی به جای تغییرات در علیت‌های ساختی چهارگانه، یک چرخش خُرده‌پاردایمی تلقی می‌شود. در این مقاله از رهیافت پارادایم قدرت ستاری برای تبیین چرخش خرده‌پاردایم‌های قدرت در جمهوری اسلامی استفاده شده و نتیجه حاصله نشان‌دهنده آن است که دولت‌های خاتمی، روحانی و پزشکیان ذیل خرده‌پاردایم قدرت اصلاح‌طلبی و دولت‌های احمدی‌نژاد و شهید رئیسی، ذیل خرده‌پاردایم اصول‌گرایی تعریف می‌شود که این خرده‌پاردایم‌ها، پس از دوران مسئولیت خود، جریان قدرت را به خرده‌پارادایم قدرتِ رقیب واگذار می‌کنند. از این فرآیند جابجایی و چرخش جریان قدرت در جمهوری اسلامی، به چرخش خرده‌پاردایم‌های قدرت در جمهوری اسلامی تعبیر می‌شود.