تحلیل تقابل آمریکا با انقلاب اسلامی در عصر جهانی شدن از منظر هرمنوتیک روشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشیار علوم سیاسی دانشکده روابط بین الملل، تهران، ایران

3 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

4 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
چکیده

جهانی شدن، مظهر دوره­ای از دگرگونی و تحولات اساسی در زندگی انسان­هاست که بر همه عرصه­های اجتماعی و با ابعاد متفاوت تاثیر گذاشته است. درباره مفهوم جهانی شدن، تفسیرهای متفاوتی وجود دارد که منبعث از روش­ها و گفتمان­های خاصی است و نوع مواجهه کشورها و فرهنگ­ها با یکدیگر را ترسیم می­کند.غرب و ایالات متحده آمریکا به مثابه بازیگران کلیدیدر عصر جهانی شدن، برمبنای نگرش منحصر به فردی که به این مفهوم دارند، می­کوشند تفسیر معین و مشخصی از جهانی شدن عرضه کنند که همه روایت­های دیگر را به حاشیه می­برد و خود به مرجع راستی آزمایی در مواجهه با تفسیرهای متقابل و رقیب تبدیل می­شود. این نگاه آمریکا که با امکانات هرمنوتیک روش شناختی قابلیت فهم و توضیح پیدا می­کند، به مفهوم و معنای موردنظر مؤلف(غرب) باور دارد و وجود تفسیرهای متکثر را رد می­کند.سوال  اصلی مقاله این است که براساس  امکانات هرمنوتیک روشی، مبانی تفسیر ایالات متحده آمریکا از جهانی شدن کدام است واین تفسیر چه تأثیری بر مواجهه این کشور با انقلاب اسلامی دارد؟ فرضیه مقاله باور دارد که «ایالات متحده آمریکا براساس سه اندیشه استثناگرایی، پایان تاریخ و جنگ تمدنها، حامل تفسیری تک بعدی و معین از جهانی شدن است که در نزد منتقدان به جهانی سازی معروف شده است. در مواجهه با این تفسیر تحمیلی و سلطه­جو، انقلاب اسلامی با به چالش طلبیدن آموزه­های لیبرال سرمایه داری و آمریکا، نگرشی چند بعدی و کثرت گرایانه به جهانی شدن دارد و به تعاملی عزت­مندانه و سازنده با دیگر ملت­ها و فرهنگ­ها می­اندیشد».