طراحی مدل ابزارهای تغییر رفتار عموم در خط‌‌مشی رفتاری مبتنی بر اندیشه شهید مطهری (ره)

نویسندگان

1 استادیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه سیاست‌گذاری عمومی، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران.

doi
10.22059/jipa.2022.333759.3053
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر، احصای سازوکارهای تغییر رفتار عموم در نگاه اسلامی با تکیه بر آرای شهید مطهری است.روش: جهت‌گیری پژوهش، بنیادین و به‌لحاظ نوع روش، کیفی و به‌شیوه توصیفی اکتشافی است. جامعه پژوهش، تمامی آثار شهید مطهری اعم از کتاب‌ها، یادداشت‌ها، صوت‌ها بود. داده‌ها به‌روش کتابخانه‌ای و اسنادی گردآوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز، از روش تحلیل مضمون در نرم‌افزار مکس‌کیودا استفاده شد.یافته‌ها: تجزیه و تحلیل اطلاعات، به استخراج 128 کد در قالب 6 مضمون فراگیر، 17 مضمون سازمان‌دهنده و 42 مضمون پایه منجر شد. بر اساس یافته‌های پژوهش، در نهایت سازوکارهای تغییر رفتار ذیل چهار عامل دسته‌بندی شد که عبارت‌اند از: 1. فردی شامل متقاعدسازی منطقی، تسهیل و تقویت عقلانیت و آموزش و آگاهی‌بخشی (ساحت بینشی)؛ مدیریت احساسات و به‌کارگیری مشوق‌ها (ساحت گرایشی) و امکان‌پذیرکردن و ایجاد عادت (ساحت کنشی)؛ 2. اجتماعی شامل به‌کارگیری خواص و گروه‌های مرجع، الگوسازی، استفاده از هنجارهای اجتماعی، انجام جمعی عمل و اثر هم‌نشینی؛ 3. ساختاری نهادی شامل ابزار اقتدار و قاعده‌گذاری؛ 4. محیطی شامل نمادسازی و مانع‌زدایی.نتیجه‌گیری: حکومت اسلامی جهت تغییر رفتار، ابتدا باید فرایند آگاهی‌بخشی و اقناعی را طی کند؛ سپس بایستی شرایط خارجی را به‌نحوی طراحی نماید که افراد بتوانند رفتار مدنظر را به سهولت انجام دهند. در این راستا، بینش‌های رفتاری و ابزار تلنگر در دو عرصه می‌توانند به سیاست‌گذاران حکومت اسلامی کمک کنند: 1. عرضه اثربخش سیاست‌های دولت: بینش‌های رفتاری کمک می‌کند که یک خط‌مشی برای مردم راحت‌تر، فهم‌پذیرتر، جذاب‌تر و پذیرفتنی‌تر به نظر رسد؛ 2. بسترسازی سلبی و ایجابی برای انجام رفتار: ابزارهای تلنگر و بینش‌های رفتاری سبب می‌شوند که بافت و ساختار و محیط بیرونی به‌نحوی طراحی شوند که احتمال بروز رفتار مدنظر سیاست‌گذاران افزایش یابد.