مدلسازی عوامل مؤثر بر تعارض کارـ خانواده و شاخصهای آن با استفاده از رویکرد مدلسازی ساختاری ـ تفسیری جامع فازی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، گروه مدیریت، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 استادیار گروه مدیریت، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز. شیراز، ایران.
3 دانشیار گروه مدیریت دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22059/jipa.2022.342270.3150چکیده
هدف: پژوهش حاضر بهدنبال شناسایی عوامل مؤثر بر تعارض کار ـ خانواده و شاخصهای آن و تفسیر روابط بین شاخصها اجرا شده است تا به شناخت بهتر موضوع و اقدامهای مربوط به آن، از جمله، تعیین اهداف، برنامهریزی، تصمیمگیری، اقدامهای پیشگیرانه و مقابلهای برای کارکنان و مدیران بانکها کمک کند. روش: پژوهش در دو بخش کیفی و کمّی صورت گرفت. در بخش کیفی، از فراترکیب و در بخش کمّی از مدلسازی ساختاری ـ تفسیری جامع فازی استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی پژوهش، 3204 پژوهش انجامگرفته در حوزه تعارض کار ـ خانواده بود که در نهایت 391 مقاله بهعنوان نمونه باقی ماند. جامعه آماری پژوهش بخش کمّی، کلیه کارکنان بانکهای ملی، ملت، پاسارگاد، شهر، سپه، تجارت، ایرانزمین و رفاه کارگران شهر لار بود که از بین آنها، 22 خبره برگزیده، بهشیوه نمونهگیری غیراحتمالی با شرط 8 سال سابقه کار و مسلط به پدیده تعارض کار ـ خانواده انتخاب شدند. یافتهها: طبق یافتههای بخش کیفی عوامل مؤثر بر تعارض کار ـ خانواده، در چهار حوزه عوامل شغلی، خانوادگی، فردی و محیطی، طبقهبندی شدند. همچنین شاخصهای تعارض کارـ خانواده عبارتاند از: شک و تردید و احتیاط، اضطراب و پریشانحالی، تهیشدگی شخصیتی، مشکلات جسمی، مشکلات شغلی و مشکلات خانوادگی. یافتههای بخش کمّی نشان داد که بین عوامل مؤثر بر تعارض کار ـ خانواده و شاخصهای آن، رابطه علتومعلولی وجود دارد. عوامل و شاخصها در 8 طبقه سطحبندی شدند. نتیجهگیری: در پایینترین سطح، فشار تقاضای شغلی و معماری انسانمحور سازمانی، بیشترین تأثیرگذاری را دارند؛ بهگونهای که توجه صرف به فشار تقاضای شغلی، موجب اهمیت بیشازحد شغل، فشار زمانی کار و تعارضها و خطرهای شغلی میشود و همچنین، بیتوجهی به معماری انسانمحور سازمانی، نگاه ابزاری به نیروی انسانی را سبب میشود و حمایت در محل کار را تحت تأثیر قرار میدهد و در نهایت، به احساس پوچی و غیرانسانی در فرد میانجامد. پیامد بیتوجهی به این موارد، رخدادهای ناخوشایند است و در بالاترین سطح، کیفیت زندگی خانوادگی، بالندگی روانشناختی و رفتار انطباقپذیر فرد را با مشکلات زیادی مواجه میکند و وی را بهسمت تهیشدگی شخصیتی و مشکلات خانوادگی سوق میدهد.