کاربست نظریه چندسالاری رابرت دال در سپهر سیاسی جامعه ایرانی مبتنی بر الگوی حکمرانی مطلوب
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
حکمرانی خوب (مطلوب)، در سه دهه اخیر به شدت مورد توجه محققان علوم اجتماعی بوده است. بر طبق جدیدترین تعریف بانک جهانی، حکمرانی خوب، در اتخاذ سیاستهای پیشبینی شده، آشکار و صریح دولت (شفافیت فعالیتهای دولت) متبلور میباشد؛ این مرکز جهانی در گزارشی به بررسی اثرات حاکمیت نامطلوب بر تأخیر رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه پرداخته؛ و در این گزارش ـ که ناشی از نگرانیهای مربوط به رابطه توسعه، دموکراسی و موضوعات متنوع اجتماعی میباشد ـ مفهوم حکمرانی خوب را مطرح نموده؛ و نتایج گزارش بر این موضوع استوار است که، ضعف در بهکارگیری و عملی نمودن اصول حکمرانی خوب، یکی از مهمترین موانع رشد و توسعه در کشورها میباشد. با توجه به اصول اساسی حکمرانی خوب، یکی از مهمترین نظریات معاصر و جدیدی که توانایی بالایی در تحقق آنها دارد؛ نظریة چندسالاری رابرت دال است؛ بر همین اساس: این پژوهش کیفی با روش بررسی روابط همبستگی میان متغیرها در پی پاسخ به این پرسش است که: چه رابطهای میتوان میان ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران وشاخصهای «حکمرانی خوب» با نظریه چندسالاری رابرت دال برقرارکرد؟ بر این اساس رابطه میان حکمرانی خوب و چندسالاری رابرت دال یک رابطة همبستگی و مستقیم میباشد.