پژوهشی در تعمیم ادلۀ وفای به شرط به شرط ابتدایی

نویسندگان

1 استادیار؛ دانشگاه یاسوج، ایران

2 کارشناسی ارشد؛ دانشگاه یاسوج، ایران

doi
10.22059/jorr.2018.216847.1007465
چکیده

یکی از اقسام شروط، شرط ابتدایی است که در مورد لازم‌الوفاء بودن یا نبودن آن در میان فقها اختلاف‌ نظر وجود دارد. اکثر فقها این‌گونه شروط را لازم‌الوفاء نمی‌دانند، ولی برخی فقهای معاصر برخلاف مشهور فقها قائل به لازم‌الوفاء بودن این شروط هستند. برای شرط معانی متعددی در عرف، لغت، اصول و فقه و حقوق ... ذکر شده ولی به‌علت عدم بیان معنای شرط از طرف شارع، به معنای عرفی آن اکتفا می‌شود. شرط در عرف در دو معنا استعمال شده است: الزام و التزام در ضمن عقد و مطلق الزام و التزام و همین دو معنا، مبنای شکل‌گیری دو دیدگاه موافق و مخالف وفای به شروط ابتدایی شده است. در پژوهش پیش‌رو با روش توصیفی - تحلیلی پس از مفهوم‌شناسی شرط ابتدایی، به بررسی ادلۀ موافقان و مخالفان شرط ابتدایی می‌پردازیم و در ادامه با ناکافی دانستن ادلۀ مخالفان وفای به شروط ابتدایی و نقد آنها از یک طرف، و با استدلال به عموم و اطلاق ادلۀ عمومی و خصوصی وفای به شروط مانند المؤمنون عند شروطهم و استناد به اعتباری بودن علم فقه از طرف دیگر، در صدد تقویت دیدگاه موافقان وفای به شروط ابتدایی خواهیم بود.